تبليغاتX
انجمن اسلامی بروکسل

   فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                            الهم عجل الولیک الفرج

     


شب بود وظلمانی ؛بوی مرگ؛ بوی نفرین  همه جا رافرا گرفته بود گویی همه دخترها قبل از تولد به حکم جهل

 محکوم  به مر گند. ناگهان در آن شب تاریک خورشیدی درخشید وبوی بهشت در تمام کائنات پیچید ؛ همه خیره به این شگفتی خلقت ودر سکوت محض؛ 

 صدایی بلند 3بار شنیده شد ---

انا اعطیناک الکوثر- انا اعطیناک الکوثر -انا اعطیناک الکوثر-- این صدااز خانه

 رسول الله(ص) بود. همه فهمیدندکوثر بی همتای بشریت در این خانه متولد شده است 

میلاد نور طه -زلالترین چشمه هستی -گل یاس نبوت و مادر بی بدیل امامت 

؛اسوه زنان عالم .عصمت الکبری ؛فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) بر همگان مبارکباد.  


کارت پستال روز مادر

احادیث پیامبر گرامی اسلام در خصوص بیان  مقام زن

_ بهشت زیر پای مادران است.

_ شقاوت و سعادت هر کسی در درون مادر پی‌ریزی میشود.

_ مادر است که با ایفای نقش تربیتی خود سعادت دنیا و آخرت فرزند را فراهم می‌کند.

_ اگر نماز نافله می‌گزاردی و پدرت تو را صدا زد, نماز را بر هم نزن و اگر مادرت تو را صدا زد آن (را) برهم بزن.

_ خداوند متعال نسبت به دختران مهربانتر از پسران است.

_ نزدیکترین شما به جایگاه من در روز رستاخیز, کسی است که با همسرش بهتر (و انسانی‌تر) رفتار کنند.

_ مومن به میل همسرش غذا می‌خورد, و منافق همسرش به میل او غذا می‌خورد.

امام صادق(ع):.

_ انسان آنگاه که زنش را بیشتر دوست داشته باشد ایمانش رشد می‌کند.

_ هر که ما را بیشتر دوست داشته باشند, زنش را نیز بیشتر دوست دارد.

_ حضرت علی (ع) (خطاب به فاطمه زهرا(س)): والله که خانه تو , خانة سکینه و آرامش بود و من هر گاه به خانه در می‌آمدم , یک نگاه تو, تمام غم‌ها و غصه‌ها را از دلم می‌زدود.

_ قرآن کریم: با زنان, با معیار نیک رفتار کنید.

_ شهید بنت‌الهدی صدر: پایة شخصیت زن مسلمان در اسلام , بر اساس شرافت انسانی اوست.

_ شهید بهشتی : زن در اسلام فردی زنده, سازنده و رزمنده است به شرط آنکه لباس رزمش لباس عفتّش هم باشد.

_ جمله توصیفی: فاطمه (س) مادر همة خوبیها, مادر هدایت , شهادت , ظهور و عدل است.

 آیت ا... جوادی آملی:

«اگر پیمودن راه عقل و تفکر برای مردان هموارتر باشد, راه دل برای زنان هموارتر خواهد بود. و راه دل از راه عقل و تفکر به هدف نزدیک‌تر است.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:36  توسط   | 

            

               بسم الله نور

(وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ اللباطِلُ اِنََّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً)

«بگو: ‌حق آمد و باطل نابود شد. آری باطل همواره نابود شدنی است.»

تفسیر آیه:

خداوند پس از آنکه به صفات صدق و توکل اشاره نموده و آن دو را شرط ورود به عمل معرفی می‌کند؛ در این آیه به نتیجة حرکت درست اشاره کرده. و ضمن آنکه آن را حق می‌شمرد، پیروزی آن را نیزاعلام می‌دارد.

امروز نامه ای از بخش مرکزی اتحادیه اروپا(بخش پتیشن )دریافت کردم وپیروزی وموفقیت این رای گیری را اعلام کردند؛به طبع آن برخود لازم دانستم بدین وسیله از تمام کسانی که در این رای گیری شرکت کردند سپاسگزاری کرده؛ امیدوارم مورد توجه وعنایت خاص خداوند سبحان قرا بگیرند.

منت خدای را که دراین مسئله انسانی قدمی هرچند ناچیز برداشتیم وبه سرانجام رساندیم .


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:22  توسط   | 



6.gif

                      روزاستاد ومعلم مبارک باد  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 3:49  توسط   | 

بنام خداوند لایزال

بلاخره با مدد خداوند وکمک اولیاءالله توانستیم قدمی هر چند ناچیز در راه حفظ انسانیت انسان برداشته وبه خود بباورانیم که انسانیم وشرف انسانی ما هنوز در گرداب بی تفاوتی و خمودی محض دست وپا نمی زند.

متن زیر در حمایت از آزادی ونجات جان آقای عبد الهادی الخواجه می باشد. لطفا متن زیر را خوانده وبعد به قسمت چپ وبلاگ مراجعه کرده وبا یک رای وامضای خود در نجات جان یک انسان مشارکت کنید.

کسی که خواب باشد را اگر صدا کنیم بیدار میشود اما هستند کسانی که

خود را به خواب زده اند و با هیچ صدایی بیدار نمیشوند (دکترشریعتی)


بنام خدا
جناب آقای بانکی مون 
دبیرکل محترم سازمان ملل متحد
ما به عنوان دانشجویان مسلمان وبیدار عضو انجمن های اسلامی  از شما وکمیته حقوق بشرتقاضا داریم به درخواست انسانها حرمت گذاشته برای نجات جان وآزادی آقای عبدالهادی الخواجه( مبارز بحرینی)که به علت اعتصاب غذا در وضعیت اضطراری به سر می برد اقدام نمایید. که به فرموده خداوند (نجات جان یک انسان= نجات کل بشر )


با احترام



In the name of GOD

H.E Mr. Banki Mon

Secretary General of the United Nations

 

          Excellency,

            We, as the vigilant Muslim Students and members of the World Muslim Student Associations, would like request Your Excellency and the Human Rights Committee, to respect the requests of humanity for save of the life of Mr. Abdulhadi Al-Khwaja (Bahrain's activist) who is living in a very critical life conditions, due to hunger strike and take a necessary action in this regard.

            As the Almighty God says: Saving life of one human being = Save of all human being.

With the best regards 

------------------------------------------------------------------------------------
Son Excellence Ban Ki-Moon
Secrétaire général des Nations Unies,

Votre Excellence,
Nous, en tant qu’étudiants musulmans et conscients, et membre de l’Association Islamique des Étudiants (à l’étranger), sollicitons votre excellence et la Commission des droits de l'homme des Nations unies de bien vouloir respecter la dignité humaine et d’œuvrer en faveur de la libération de Monsieur Abdulhadi al-Khawaja. (sauver la vie d’un homme = sauvegarde de l’humanité

----------------------------------------------------------------------------------
الي السيد بان كيمون الامين العام للامم المتحدة
السيد الامين العام
نحن کطلاب مسلمین و اعضا فی الاتحاد الإسلامي للطلاب (خارج البلاد) نطالبکم و نطالب منظمه حقوق الانسان حتی تقوم بواجبه الانساني بحق كل البشريه وسعي في انقاذ حيات السيد عبد الهادي الخواجة في اسرع وقت
انقاذ حيات انسان= انقاذ العالم بأسره



For humanity and saving one life

من أجل الإنسانية وإنقاذ حياة إنسان واحد

لطفا برای امضاءواعلام موافقت به سمت چپ وبلاگ مراجعه کرده ودکمه sign petition  را زده واسم وایمیل خودرا واردکرده وامضاء نمایید.

من الله توفیق.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 3:11  توسط   | 

  •               Www.Talab.iR خطای دید گل ابی در حال رشد
  •   

    مردمان بزرگ اراده میکنندومردمان معمولی فقط آرزو

    هر آنچه را که می خواهید طلب کنید.(اکثرما به خودمان اجازه نمی دهیم هرآنچه را که 

    واقعا می خواهیم طلب کنیم.) 

    کائنات به افکارشما پاسخ میدهد.برای دریافت آن شما باید خودتان را باآنچه راکه می 

    خواهیدهم جهت کنید یعنی قدردان باشیدوبرای دریافت آن     شورواشتیاق داشته 

    باشید.اکثرافراد افکارشان رابا عکس العممل نشان دادن نسبت به چیزی که وجود 

    داردصرف میکنند.(اگر به آن موضوع که هست نگاه کنید حتی اگر آنرا نخواهید یا از آن 

    ناراضی  باشید)و به آن فکر کنید.قانون جاذبه دوباره همان را به شما میدهد. 

    بودا:هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.

     

    اگر بجای شکایت برای چیزهایی که دارید قدر دانی کنیداحساس بهتری پیدا می کنیدواین 

    باعث جذب هر چیز بهتری به سمتتان می شود.

     

    وقتی درباره موضوعی تجسم می کنیدآنرا پدید می آورید.پس موقع تجسم  همیشه روی

    نتیجه پایانی متمرکزشوید. 

    وقتی خودرا درموقعیتی که دوست دارید تصور می کنید؛دیگر     احساس نمی کنید که به 

    آن موضوع نیاز داریدوآن احساس باعث می شود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد. 

    اگر بدنبال حس لذت درونی؛بینش درونی وآرامش درونی برویدبقیه چیزها برایتان پدیدار 

    میشود.چون هیچ کس دیگر نمی تواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود 

    شماست.شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید. 

    هرآنچه راکه می خواهید در مورد آن بنویسید.راجع به آن با دیگران حرف بزنید.به آن فکرکنید 

    وروی آن تمرکز کنید .ولی اگر آنرا نمی خواهید در موردش با کسی حرف نزنید.توجهتان را منحرف کنید(یعنی به موضوع دیگری فکرکنید).

     

    کارل لی یونگ :با هرچه مقابله کنید ایستادگی میکند. 

    منابع بیشتری از آنچه ما می خواهیم وجود دارد.بیشتر از آنچه که تصور 

    کنیم؛خوبی..ایمان....و...آنقدر در عالم منابع فراوان است که به همه برسد.

     

    اگر می گوییم دچار کمبودیم بخاطر آن است که بینش خود را گسترش   نمی دهیم. 

    اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت می کنید. 

    آیا نتایجی راکه تا به حال گرفته اید؛شایسته شما هستند. ؟ 

    هنری فورد:چه فکرکنید که میتوانید وچه نمی توانید درهر صورت حق با شماست. 

    ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور وقدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن 

    به خواسته هایمان داریم.

    یکی از اهداف اصلی زندگی احساس وتجربه لذت شادی درونی است.این شادی درونی 

    جوهره موفقیت است .دنبال شادی بروید وخودتان را  باموضوعاتی که آرزو دارید تصور کنید.

    تصمیم بگیرید که چه می خواهید بعد روی آن تمرکز کنید.این فرایند خلقت است. 

    از لحظه ای که شروع می کنید به بدرست فکر کردن نیرویی وجود دارد که شما را هدایت میکند وجهت را به شما نشان میدهد.

     

    بخواهید بهترین باشید وبا شادی ولذت زندگی کنید. هیچ چیز از گذشته شما نمی تواند حق ویژه  

    زندگی شاد شما را انکار کند.و هیچ چیز در آینده نمی تواند به غیر از شادی برایتان به ارمغان بیاورد.

     

    یاد بگیرید فقط عالیترین وبهترین ها را در تجارب وامور روزمره پیدا کنید.آنها را باور کنید ودر 

    موردشان فکر کنید ؛درباره آنها با دوستانتان صحبت کنید...

     

    بعد منتظر ادامه ووقوع وتولد رویاهایتان باشید.

     

    چیزی نیست که شما بخواهید انجام دهیدولی نتوانید.

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 1:11  توسط   | 





    یاد و خاطره شهید ان آوینی و صیاد شیرازی گرامیباد


    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 23:3  توسط   | 

                     

    دعای روزهای هفته خانم فاطمه زهرا(س):

     دعای روز شنبه حضرت زهرا (س)

    پروردگارا خزاین رحمتت را به روی ما بگشا و به ما ببخش نه در برابر چیزی و به ما سخت مگیر نه در این دنیا و نه در آن دنیا . آنچه دوست میداری و میپسندی به ما عطاکن و عطایت را نیرویی قرار ده برای رسیدن به خودت


       دعای روز یکشنبه حضرت زهرا (س) :

    خداوندا روزهایم را اینگونه قرار ده : آغازش رویش و ایستادگی . میانه اش حرکت و پایانش موفقیت.

     

      دعای روز دوشنبه حضرت زهرا (س) :

     معبودا ٬ نیرویی به من عطا کن برای عبادتت و دیدگانی باز و دلی آگاه برای فهم کتاب و حکمتت تا در راه حق ثابت قدم باشم. 

     دعای روزسه شنبه حضرت زهرا(س):

    خدایا غفلت مردمان را تذکری برای آگاهی ما قرار ده و آگاهی دادن به آنها را شکری بر انجام رسالتمان تا صادق باشیم به آنچه میگوییم که همان باشد که در دلمان است.

       دعای روز چهارشنبه حضرت زهرا (س) :

     

    بارلها ٬ تو برای ما حفظ و نگهداری کن آنچه را که اگر غیر از تو بخواهد حفاظتش کند ضایع شود . و بپوشان بر ما ٬ آنچه را که اگر غیر از تو بخواهد بپوشاند ٬ آشکار شود. خدایا از این حفظ و ستر خود برای ما وسیله ای در راه اطاعت خودت قرار ده که تو خواسته ها را میشنوی و نزدیک هستی و جوابگو.

       دعای روز پنج شنبه حضرت زهرا (س) :

     

    پروردگارا ٬ هدایت را از خودت میخواهم برای رسیدن به تو ٬ تقوی را برای بودن همیشه ات با من ٬ پاکی را برای بهتر دیدن و بی نیازی را برای بهتر رسیدن تا انجام دهم آنچه را که تو دوست داری و می پسندی.

     

      دعای روز جمعه حضرت زهرا (س) : 

    خدایا یاریم کن اینگونه باشم در هر عملی : خالص برای تو و دوستدار خلق تو.

    + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 1:5  توسط   | 

     

    از جمله وظایف منتظران ,توبه ی واقعی و بازگرداندن حقوق ضایع شده است.یعنی حتی ان توبه ای که بدون پس دادن حقوق ضایع شده باشد مورد پذیرش نیست و نمی تواند ما را در زمره ی منتظران قرار دهد.


    درهای رحمت الهی هیچگاه به روی کسانی که از روی غفلت به راه ناصواب رفته اند بسته نیست.کسانی که می خواهند برگردند می توانند با ادا کردن این حقوق ,خود را در صف منتظران حقیقی اقا امام زمان (عج) قرار دهند.اگر کمی گوش دل و جان خویش را باز کنیم صدایی خواهیم شنید که می گوید:ای مردم بیایید در صف منتظران من قرار گیریدو با احقاق حقوق ضایع شده خود و دیگران ,با تاسی به پرهیزگاری و با دوری از گناه ,با صرف مال در راه هایی که سود ان به مسلمانان برسد, با کوشش در ادای حقوق برادران دینی,با قرائت قران و نماز ,با شاد کردن دل شیعیان و با خدمت به مردم مرا یاری کنید تا من از شما راضی شوم.

    اما این حقوق کدامند؟

    امیر المومنین علی (ع) می فرمایند:

    و حق نفس تو ان است که بطاعت خدای عزوجل وادارش نمایی.

    و حق زبان تو عزیز داشتن ان است که خیر را بر ان جاری سازی و سخنان بیهوده نگویی و خوش گفتار باشی.

    و حق گوش تو پاک کردن ان است از شنیدن غیبت و انچه حلال نیست.

    و حق چشم تو ان است که از انچه به تو حلال نیست بپوشانی اش.

    و حق دو دست تو ان است که به سوی انچه بر تو حلال نیست نگشایی.

    و حق دو پای تو ان است که بوسیله ی ان دو به سوی حرام نروی ,پس بدانکه با همان دو پا بر صراط می ایستی,پس نیک ببین که تو نلغزاند که در اتش می افتی.

    و حق شکمت ان است که ظرف حرامش قرار ندهی و بر سیری بدان غذایی نیفزایی.

    و حق نماز این است بدانی که ان قصد ورود بر خداوند است و تو در حال نماز در مقابل پروردگار ایستاده ای ,هر گاه این بدانستی که تو چون بنده کوچک ,مشتاق ,ترسان و هراسان هستی و با خشوع و حضور قلب او را بخوانی ,ان وقت است که حق نماز را به جای اورده ای.

    و حق زمامدارت ان است که فرمانش ببری و نافرمانیش نکنی ,مگر در انچه خدای عزوجل را ناخشنود سازد.

    و حق کسی که تو را علم می اموزد این است که وی را بزرگ شماری و مجلس او را سنگین بداری و سخنان وی را نیک بشنوی و روی خود بسویش کنی و صدای تو از وی بلندتر نشود و کسی که از وی سوالی کند تو جوابش نگویی تا خود او پاسخ دهدو...هرگاه چنین کردی فرشتگان خدایی به نفع تو گواهی می دهند که قصدت خدا بوده و انچه از وی اموخته ای فقط برای خدا بوده .

    و حق شاگردان تو ان است که علم خود را در اختیار انان قرار دهی ,که اگر علم خود را از مردم منع کنی بر خدا ی عزوجل حق است که دانش و نور ان را از تو بگیرد.

    و حق زن تو ان است که با او مدارا کنی ؛ وفادار و مهربان باشی.

    و حق مادرت ان است که بدانی که وی تو را طوری حمل نمود که هیچ کس دیگری را چنان حمل نکرده ,و از میوه ی دل خویش تو را غذایت داده که احدی کسی را چنین غذا نداده ,و با تمام جوارح خود به تو جای داده و نگهداریت نموده و باکی نداشت از گرسنگی خود اگر تو را غذا داده بود,و خود در افتاب اگر بود تو را در سایه می نشاند و از سرما و گرما محافظت می نمود تا تو برایش فرزند باشی.

    و اما و حق پدرت ان است که بدانی وی اصل توست,اگر او نبود تو نبودی,هر گاه از خود چیزی یا اثری دیدی که تو را به عجب اورد بدان که پدرت ریشه ی ان نعمتی است که در توست پس حمد خدای کن و سپاس او بگوی بر قدر این نعمت .

    و حق ...

    در كتاب مكيال المكارم، براي منتظران آقا امام زمان عليه السلام هشتاد وظيفه ذكر شده است. ..


    البته اين را بگويم با تغييراتي در عبارات و به دليل رعايت خلاصه نويسي، بعضي از اين وظايف در يك بند جمع شده است.

    در بخش هشتم اين كتاب تكاليف بندگان خدا نسبت به آن حضرت چنين آمده است:

    شناخت صفات و يژگي هاي آن جناب 

    رعايت ادب نسبت به ياد او

    محبت او به طور خاص

    محبوب نمودن او در ميان مردم

    انتظار فرج و ظهور آن حضرت

    اظهار اشتياق به ديدار آن بزرگوار

    اندوهگين بودن از فراق آن حضرت

    ذكر مناقب و فضايل آن حضرت، تشكيل مجالس ذكر فضايل وي، حضور در اين نوع مجالس، سرودن و خواندن شعر در اين زمينه

    قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت

    گريستن و گريانيدن و حالت حزن و گريه گرفتن در فراق وي

    در خواست معرفت امام عصر از خداوند و تداوم و اصرار در آن

    دعا در زمان غيبت آن حضرت و مداومت به خواندن دعاي غريق

    شناختن علامت هاي ظهور آن حضرت

    تسليم بودن و عجله نكردن

    صدقه دادن به نيابت از آن حضرت و صدقه دادن به قصد سلامتي او

    حج رفتن به نيابت از آن حضرت و فرستادن نايب كه ازطرف آن جناب حج كند و همين طور طواف بيت الله الحرام به نيابت از وي و نايب گرفتن تا از طرف آن حضرت طواف نمايد.

    زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين به نيابت از مولايمان صاحب الزمان (عج)و اعزام نايب براي زيارت از سوي آن حضرت

    سعي در خدمت كردن به آن حضرت و اهتمام ورزيدن به ياري او

    تصميم قلبي بر ياري كردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او

    تجديد بيعت با آن حضرت همه روزه بعد از نمازهاي واجب .. و هر روز جمعه

    صله‌ي آن حضرت و صله‌ي شيعيان و دوستان صالح امامان به وسيله ي مال

    خوشحال كردن مؤمنين و ديدار صالحان و سلام كردن بر آنان

    خير خواهي براي آن حضرت

    زيارت كردن آن حضرت و درود فرستادن بر وي

    خواندن نماز و هديه كردن ثواب آن به وي و هديه ي نماز مخصوصي كه در كتب ادعيه هست

    نماز هديه به آن حضرت به گونه‌ي مخصوص در وقت معيّن و خواندن نماز آن جناب

    اهداء قرائت قرآن به آن حضرت 

    توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسيله‌ي آن حضرت

    دادخواهي و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت

    دعوت كردن مردم به آن حضرت

    رعايت حقوق آن حضرت و مواظبت بر اداي آنها، و رعايت وظايف نسبت به آن بزگوار

    خشوع دل هنگام ياد آن حضرت

    عالِم بايد علمش را آشكار سازد

    تقيّه كردن از اشرار و مخفي داشتن راز از اغيار و تظاهر با ستمگران و اهل باطل

    صبر كردن بر اذّيت و تكذيب مخالفان و ساير محنت ها و درخواست صبر از خداي تعالي و همچنين سفارش يكديگر به صبر در زمان غيبت حضرت قائم 

    پرهيز از مجالسي كه نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد

    ناشناس ماندن و پرهيز از شهرت يافتن

    تهذيب نفس

    اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت

    توبه‌ي واقعي و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها

    پيوسته به ياد آن حضرت بودن و به آداب آن عمل كردن

    دعا به درگاه الهي براي جلوگيري از فراموشي ياد آن حضرت

    اينكه بدن انسان هم نسبت به آن جناب خاشع باشد 

    مقدّم داشتن خواسته‌ي آن حضرت بر خواسته‌ي خود

    احترام كردن نزديكان و منسوبين به آن حضرت

    بزرگداشت اماكني كه به قدوم آن حضرت زينت يافته اند

    وقت ظهور را تعيين نكردن و تكذيب وقت گذاران و تكذيب كردن مدعيان نيابت خاصه ي آن حضرت در زمان غيبت كبري

    درخواست ديدار آن حضرت با عافيت و ايمان

    اقتدا كردن و تأسّي جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت

    حفظ زبان از غير ياد خداوند و مانند آن

    گريستن در مصيبت مولايمان شهيد مظلوم حضرت ابي عبدالله الحسين(ع) و زيارت قبر آن حضرت

    بسيار لعنت كردن بر بني اميّه در آشكار و پنهان

    اهتمام در اداي حقوق برادران ديني

    حفظ آمادگي لازم جسماني و تجهيزاتي در انتظار ظهور آن جناب
    + نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 22:48  توسط   | 

            میلاد خانم زینب(س) وروز پرستار مبارک باد


    ولادت حضرت زینب و معنی اسم ایشان

    سال ولادت آن حضرت بنا به اختلافی که وجود دارد در سال پنجم یا ششم هجرت است و مشهور است نامگذاری آن حضرت را به جد بزرگوارش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) واگذار نمودند و آن حضرت به واسطه پیام الهی و وحی او را «زینب» نامیدند که به معنی درخت خوش منظر یا مرکب از «زین» و «اب» به معنی «زینت پدر» است.

    این بانوی بزرگ از اقیانوس علمی مربیان نمونه بشریت بهره برده و در متن رنج‎ها و مرارت‎ها، شخصیتی مستحکم و استوار و شکست‎ناپذیر یافت.

    تجلی و نقش بسیار مهم حضرت زینب (سلام الله علیها) به گونه‌ای است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه‌ای دارد که جامعه اسلامی ما برای ارج نهادن به روحیه ایثار و فداکاری پرستاران و تجلیل از این قشر ایثارگر، روز ولادت فرخنده این بانوی گرانقدر را روز پرستار نامیده است.

    او از مکتب مادرش درس صبر و استقامت، مبارزه و ظلم ستیزی، حرکت و قیام، دفاع از حریم اسلام، دفاع از اصل اصیل امامت و ولایت، حمایت از مکتب شجاعت و شهامت، ایثار و فداکاری و فصاحت و بلاغت آموخت و دانست که آنجا که حیات اسلام و مسلمانی در خطر است، باید همه هستی را فدا کرد. با ازداوج با عبدالله بن جعفر صفحه‎ای دیگر از زندگی این بزرگوار ورق می‌خورد. او در ایفای نقش مادری و تربیت فرزند، نمونه اعلای روزگار خویش بود. زینب کبری (سلام الله علیها) توانسته بود خانواده خویش را بر اساس معیارهای الهی چنان سامانی دهد که از هر لحاظ در سطحی متعالی قرار داشته باشد.

    حضرت زینب (سلام الله علیها) یک دهه پر محنت را با رنج از دست دادن پدر و پایمال شدن ایده‌های آن حضرت در کنار برادرش امام حسن علیه السلام بود. اما دیری نپایید که شهادت برادر کوله‎بار غم را بر دوش او سنگین‌تر کرد و از او کوه صبر و استقامت ساخت. پس از سپری شدن دورانی از ظلم و جنایت و تحمل تنگناها و فشارهایی که به اهل بیت روا می‌شد؛ حضرت زینب (سلام الله علیها) به همراه برادرش امام حسین (علیه السلام) راه کربلا را پیش گرفت، و آنچه که تاکنون او را همچون فولاد آب‎دیده نموده بود، دست‎مایه‌ای شد تا مسئولیت بزرگ خود را به انجام رساند و بدین وسیله اسلام را احیا کند. سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت با کوله‎باری از اندوه محنت و رنج و با یادگار گذاشتن درس‌های زیادی از صبوری و فداکاری و پاکی دارفانی را وداع گفت.

    از سخنان حضرت زینب (سلام الله علیها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده داشته است.

    زینب الگوی فضایل

    بهترین جلوه‎گاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب (سلام الله علیها) همان سفر تاریخی کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است که تاریخ جزییات آن را برای ما نقل کرده است ولی در بسیاری از موارد زندگی این بزرگوار کوتاهی کرده و در بیشترین دوران عمر پرثمر آن بانوی بزرگ اسلام در سکوت مانده است. به گوشه‎هایی از فضایل ایشان توجه کنید.

    ایمان راسخ حضرت زینب علیهاالسلام

    اولین و مهمترین خصلت آن بانو محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند. در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است نه برای این که جنگ کرده و کشته شده است. بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده است. آن گاه که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القربان.»

    این اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را می‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.

    عبادت زینب سلام الله علیها

    عبادت غرض اصلی آفرینش است و امام معصوم سمبل و تجلی این غرض؛ و هرچه یک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرینش هماهنگ‌تر و با معصوم مانوس‌تر می‌شود. شاید علت انس حضرت زینب (سلام الله علیها) با برادرش امام حسین (علیه السلام) جلوه‌ای از این عبادت باشد.

    حضرت امام حسین علیه السلام در هنگام وداع به زینب کبری فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.» و نیز از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»

    نوشته‌اند هیچ‎گاه تهجد و نماز شب این بانوی بزرگ ترک نشد. در فرهنگ قرآنی نافله چیزی است که زیاده بر واجب است و از روی تفضل و تبرع انجام می‌گیرد.

    حضرت امام حسین علیه السلام در هنگام وداع به زینب کبری فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.» و نیز از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»

    دانش حضرت زینب علیهاالسلام

    حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بانوی علم و فضل است. او علم خود را از جد بزرگوارش پدر ارجمند و مادر گرامی و برادران عزیزش دارد، کسانی که متصل به وحی‎اند. نوشته‌اند حضرت زینب (سلام الله علیها) درس تفسیر برای بانوان داشت. آری دختر امیرالمومنین علی (علیه السلام) به راستی دارای علم وافر خدادادی بود. ابن عباس از وی با این عبارت نقل می‌کند و می‎گوید: «بانوی خردمند ما زینب (سلام الله علیها) و همین بس که در بنی‎هاشم به «عقیله» یعنی بانوی خردمند معروف بود و آن هنگام که حضرت زینب (سلام الله علیها) در اسارت وارد کوفه شد. او بانوانی را که برای تماشا آمده‎اند، می‌شناسد. در و دیوار آن او را به یاد ایامی انداخت که بانوان همین شهر، صف اندر صف منتظر لقایش می‌نشستند تا در درس تفسیرش شرکت کنند و اکنون شهر به شهر می‌گردد.

    عبادت غرض اصلی آفرینش است و امام معصوم سمبل و تجلی این غرض؛ و هرچه یک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرینش هماهنگ‌تر و با معصوم مانوس‌تر می‌شود. شاید علت انس حضرت زینب (سلام الله علیها) با برادرش امام حسین (علیه السلام) جلوه‌ای از این عبادت باشد.

    از سخنان حضرت زینب (سلام الله علیها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده داشته است. شاهد این مطلب، کلام امام سجاد (علیه السلام) است که پس از خطبه کوفه بر او فرمود: عمه جان آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهمیده‌ای هستی که کسی تو را فهم نیاموخته است.

    فداکاری و ایثار عقیله بنی‎هاشم

    زینب کبری وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه خدا و پیکار و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و منال و شوهر و زندگی و فرزند بگذرد، حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و کاشانه و شوهر و زندگی دست می‌کشد. گویند به هنگام ازدواج حضرت زینب (سلام الله علیها) با عبدالله ابن جعفر، با توجه به علاقه وافری که میان او و برادرش حسین (علیه السلام) بود، شرط کرد که هرگاه برادرش خواست سفری برود، زینب بتواند به همراه برادر مسافرت کند و عبدالله شرط را پذیرفت.

    بانوی فداکار کربلا فرزندان خود را برای قربانی به قربانگاه نینوا می‌آورد و در همه جا یاری مهربان و دلسوز برای رهبر عالیقدر این قیام و نهضت مقدس یعنی اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بود و چون عصر عاشورا شد و آن حجت الهی به شهادت رسید، سهم عمده و بار تازه‌ای به دوش این بانوی فداکار نهاده شد که چون کوهی پولادین در برابر دشمنان منحرف ایستاد. در بعضی مقاتل نوشته‎اند: «در روز عاشورا هنگامی که فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) به شهادت رسیدند، ایشان از خیمه بیرون نیامد و بر بالینشان حاضر نشد. وقتی علت را سوال کردند، پاسخ داد: «تا مبادا برادرم خجالت بکشد.»

    در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود.

    تجلی و نقش بسیار مهم حضرت زینب (سلام الله علیها) به گونه‌ای است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه‌ای دارد که جامعه اسلامی ما برای ارج نهادن به روحیه ایثار و فداکاری پرستاران و تجلیل از این قشر ایثارگر، روز ولادت فرخنده این بانوی گرانقدر را روز پرستار نامیده است.

    پرستاران نیز در ایثار و فداکاری در صف مقدم جامعه هستند و نسبت به سلامت و حیات همنوعان خویش، متعهدانه و دلسوزانه انجام وظیفه می‌کنند. از این رو استقبال کرده‌اند تا این روحیه را هر چه بیشتر در خود تثبیت و با بهره‎گیری از الگویی همچون زینب کبری (سلام الله علیها) پیوسته در مراتب فداکاری و ایثار پیشگام باشند. و می‎دانیم که از این «اسوه» مردانمان، درس مردانگی و حق‎مداری و زنانمان، درس حیا و عفت و پاسداری و پرستاری از حریم زندگی را می‌آموزند.

    مآخذ:

    ———————————————-
    1- امانتداران عاشورا در بیانات مقام معظم رهبری، موسسه فرهنگی قدر ولایت، چاپ ششم، تهران، 1381 .
    2- مجتبی شاکری، بازخوانی حماسه حسینی یا سیری در تاریخ کربلا، انتشارات زهد، چاپ اول، تهران، 1380 .
    3- مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1381 .4- جایگاه زن در اندیشه امام 4- خمینی (ره)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ هشتم، تهران، 1378 .
    5- آیة الله محمدعلی عالمی، حسین نفس مطمئنه ( آنچه در کربلا گذشت)، انتشارات هاد، چاپ چهارم، تهران، 1378.
    6- مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1381 .

    + نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 1:19  توسط   | 

           اسعدالله ایامکم یا صاحب الزمان(ع)                  
               

     

    عید نوروز و آداب آن ‏

    مفاتیح‌ الجنان شیخ قمی ، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر

     کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد . در بحار

     الانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است . در آن

     روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته

     است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس ، نوروز را این گونه تجلیل کرده است :

    نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ، روزی است که

     جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد ، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع)

     را بر دوش کشید تا بت‌ های قریش را از بالای کعبه رمی کند ، روزی

     است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت ، روزی است

     که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت ( غدیر خم ) ، روزی است که قائم

     آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر

     دجال پیروز خواهد شد . ‏

    و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان اینچنین

     است : فرمود :  چون نوروز شود ،غسل کن وتوبه؛ پاکیزه ‌ترین جامه ‌های

     خود را بپوش و به بهترین بوی ‌های خوش خود را معطر گردان . پس چون

     از نماز های پیشین و پسین و نافله ‌های آن فارغ شدی ، چهار رکعت نماز

     بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه

     سوره قدر ( انا انزلناه ) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا

     ایها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و

     قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را

     بخوان : اللهم صل علی … و بسیار بگو یا ذالجلال و الاکرام . ”


    (توصیه مراجع):حضرت آیت الله شیخ حسین مظاهری

    1- بهترين چيزها در موقع تحویل، خواندن اين دعا، با توجه به معني است:

     «يا مقلّب القلوب و الابصار يا مدبّر الّيل و النّهار يا محوّل الحول و الاحوال،

     حوّل حالنا الي احسن الحال». ای خدایی که همه چیز در دست تو است،

     سال خوشی به همۀ ما عنایت فرما.

    و از خداوند متعال با توسل به اهل بیت«علیهم السلام» بخواهید در این

     سال، تقوا و رابطه با خودش و سلامتی و امنیت، مقدّر شما بکند و فرج

     حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» انشاءالله حاصل شود.

    هرکس باید جداً حساب سال را و گذشته را بکند و اگر گناهکار است، جداً توبه کند و با حالت توبه وارد سال نوشود.

    ‏همان‌ طور که مشاهده می‌ شود ، این روز نیز چون اعیاد اسلامی با

     غسل وتوبه ، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌ های خوش و روزه

     داشتن آغاز می شود ، ضمن آنکه نمازی مشابه نماز های سایر اعیاد

     اسلامی دارد . ‏

    نوروز در آیات و روایات

    نوروز از منظر امام صادق علیه السلام :

    معلّى می ‏گوید : در صبحگاه نوروز به حضور امام صادق علیه ‏السلام

     رسیدم . حضرت از من پرسید : معلّى آیا از امروز چیزى می ‏دانى ؟ گفتم

     : خیر ، لیکن ایرانیان امروز را بزرگ می ‏دارند ، به همدیگر تبریک می

     ‏گویند . امام فرمود : گرامیداشت امروز به سبب وقایعى است که براى تو بازگو می ‏کنم :

    ” نوروز ” همان روزى است که خداوند از بندگان خود میثاق گرفت که بنده

     خدا باشند ، براى او شریک قایل نشوند و غیر از خداوند کسى را عبادت

     نکنند ؛ یعنى روز آزادى است .

    ” نوروز ” همان روزى است که براى اولین مرتبه خورشید طلوع نمود ؛

     یعنى روز روشنایى و درخشش است .

    ” نوروز ” روزى است که کشتى نوح بر ” جودى ” نشست ؛ یعنى روز

     نجات از عذاب الهى است .

    ” نوروز ” روزى است که حضرت ابراهیم علیه ‏السلام بت ‏ها را شکست ؛

     یعنى روز مبارزه با شرک و بت ‏پرستى است .

    ” نوروز ” همان روزى است که جبرئیل امین بر پیامبر صلی ‏الله علیه ‏و ‏آله

     هبوط نمود ؛ یعنى روز دریافت پیام الهى است .

    ” نوروز ” همان روزى است که رسول ‏الله صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله حضرت على

     علیه ‏السلام را بر دوش گرفت و بت ‏هاى قریش را از بالاى کعبه به زمین

     ریخت ؛ یعنى روز پیراستن خانه ‏هاى پاک از آلودگی ‏هاست .

    ” نوروز ” روزى است که پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله حضرت على علیه

     ‏السلام را در محل ” غدیر خم ” به مردم به عنوان امیرمؤمنین معرفى کرد

     ؛ یعنى روز پیمان با ولایت است .

    ” نوروز ” همان روزى است که قائم آل محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ، حضرت

     مهدى علیه‏ السلام ، ظهور پیدا می ‏کند و بر دشمنان عدالت پیروز می

     ‏گردد و حکومت عدل اسلامى تشکیل می ‏دهد .

    قال ‏الصادق (ع) : ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من

     ایامنا و ایام شیعتنا ، حفظته العجم و ضیعتموه انتم‏ ( بحارالانوار جلد ۵۹ )

    امام صادق (ع) فرمودند : نوروز که می ‏آید ما منتظر فرج آل ‏محمد (ص)

     هستیم ، زیرا نوروز از روزهاى ما و روزهاى شیعیان ما است . شما آن را

     از دست دادید و پارسیان آن را نگه داشتند .

    عید از منظر حضرت علی (ع)

    عید از نظر علی (ع) این است که : هر روزی که در آن روز ، معصیت ‏خدا

     نشود و گناهی انجام نگیرد ، آن روز را عید خوانده است . ” کل یوم لا

     یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید

    نماز عید نوروز ‏

    نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره ‌های قدر ،

     کافرون ، توحید ، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب

     و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است

     . ‏از آنجا که قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان

     دریافت که عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول برکات و آیات

     الهی همراه بوده است . تأکید بر قرائت سوره‌ های کافرون ، توحید ،

     معوذتین نیز می‌ تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدی ‌ها

     داشته باشد . ‏

    + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 0:59  توسط   | 


    ضمن عرض تسلیت به اطلاع میرساند


    مراسم گرامیداشت  شهید  حاج شیخ عبدالله امام جماعت مسجد امام رضا ع - سه شنبه 13 مارس  

    2012 


    ساعت 7 بعداظهر بعد از نماز مغرب و عشا


    در مسجد الرحمن بروکسل  


    Rue George Moreau,44 1070 Anderlecht, Bruxelles


    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 14:33  توسط   | 

      

    خوددرمانی معنوی که امروزه مورد توجه بسیاری از روان‌شناسان قرارگرفته و نسبت به آن تأکید بسیاری شده است، نوعی درمان بیماری‌ از طریق خود فرد می‌باشد که شخص با اتصال هرچه بیشتر و قوی‌تر به نیروی لایزال الهی،‌ می‌تواند بر بسیاری از مشکلات و بیماری‌های خود غلبه کند؛ در این مقاله،‌ به‌طور مختصر به بررسی این مبحث پرداخته شده است:

    عبادت
    عبادت یعنی خلوت کردن با خدای درون و خداوند حی و حاضر بیرون که می‌تواند ما را به وضعیت «آلفا»‌ ببرد (وضعیتی که در آن، انرژی خوددرمان‌گر «آلفا»، آزاد گشته و ارتباط معنوی خوبی با خالق هستی برقرار‌می‌گردد.)

    عبادت کردن موجب گرفتن انرژی‌های مثبت روحانی و الهی می‌گردد که در سالم‌سازی روحی و روانی ما بسیار‌ مؤثر است.

    عبادت‌های فردی و جمعی، تأثیر بسیار زیادی در از‌بین بردن استرس و فشار روانی دارند همان‌طور که در قرآن کریم آمده است: «با یاد خدا، دل‌ها آرام می‌گیرند.»

    انسان با عبادت‌های فردی، تسلط بر خواهش‌های نفسانی خود را می‌آموزد و غلبه بر نفس، راه بزرگ غلبه بر بسیاری از مشکلات است. انجام عبادت‌‌های جمعی نیز علاوه‌ بر ایجاد ‌انرژی‌ جمعی، به همبستگی‌های اجتماعی استحکام می‌بخشد.

    دعا کردن که خود، جلوه‌ای از عبادت است، وسیله‌ی ارتباط مستقیم با خداوند می‌باشد. پس از دعا کردن، دست‌های خود را به ‌صورت می‌کشیم که این خود، نوعی انرژی‌دادن، آن هم انرژی‌‌ روحانی و معنوی‌ از طریق چاکرای کف دست‌ها به صورت است.

    عبادت کردن در مکان‌های مذهبی مانند مساجد، زیارتگاه‌ها و... علاوه‌ بر کسب احساس آرامش و ایجاد بهداشت روانی، موجب گرفتن انرژی از آن مکان‌ها می‌گردد. این مکان‌ها در طول اعصار، با دعا و مناجات و انرژیِ دل‌های پاک انسان‌ها پر‌شده است و ما می‌توانیم با حضور در آن‌ مکان‌ها، از این انرژی‌ها، ‌سود جوییم.

    ‌از نظر علمی ثابت شده است که میزان انرژی حیاتی، قبل و بعد از طلوع خورشید و قبل و بعد از غروب خورشید، به بالاترین حد خود می‌رسد و در اسلام نیز‌ به نماز اول وقت توصیه شده است.

    عبادت کردن رو به قبله یا حتی خوابیدن رو به قبله، ما را در مسیر انرژی‌ الکترومغناطیس زمین‌ قرار‌می‌دهد و هم‌سویی آن با انرژی الکترومغناطیس درون‌، سبب تنظیم و تعادل انرژی‌های مثبت و منفی بدن گشته و موجب روان شدن جریان خون می‌گردد که خود می‌تواند از بروز سکته‌های مختلف جلوگیری نماید.

    امروزه ثابت شده‌ کسانی که به مبدأ و خالق هستی معتقدند، بهتر می‌توانند بر بیماری‌ها و مشکلات خود غلبه کنند درحالی‌که کم‌ایمانی، موجب بروز رنج و ترس در انسان‌ها می‌گردد و اتصال، موجب شادی دل و آرامش است. در قرآن کریم آمده است: «مؤمن، شاد و خشنود است.»

    فرد با اتصال به منبع لایزال خداوندی و ایجاد ارتباط معنوی و روحی که به شکل ایمان، خودنمایی می‌کند، می‌تواند با فراهم آوردن شرایط «آلفا»، مشکلات درونی خود را مرتفع سازد.

    ذکر گفتن

    از نظر علمی ثابت شده است که تکرار یک جمله، عبارت، کلمه و یا حتی صوت می‌تواند ما را به وضعیت «آلفا» ببرد.

    ‌در تمامی ادیان و به‌خصوص در اسلام، تأکید زیادی به ‌ذکر (عبارت یا کلمه‌ای که باید تکرار شود) شده است. ذکرها و تکرارهایی که در حین نماز (تسبیحات اربعه، ‌قنوت، ‌سجده، ‌تشهد، ‌سلام و تکبیر)‌ و ذکرها و تکرارهایی که در اذان و اقامه داریم، می‌توانند به‌طور ناخودآگاه، موجب آزاد شدن انرژی خوددرمان‌گر «آلفا» در ما گردند که این انرژی آزادشده، شروع به سالم‌سازی تمامی بعدهای وجودی ما می‌کند.

    در زمان پخش اذان، قرائت قرآن، انجام عبادت و مراسم و مناسک عبادی‌ و... بر میزان انرژی الکترومغناطیس آن محل افزوده می‌گردد.

    گفتن ذکر همراه با تسبیح زدن، باعث می‌گردد‌ انرژی‌های منفی سرِ انگشتان، تخلیه گردد. یادمان باشد هرچه‌قدر میزان انرژی منفی در ما کاهش یابد، جای بیشتری برای دریافت انرژی مثبت فراهم می‌گردد و ما از نظر روحی، روانی، جسمی، عاطفی، ذهنی و فکری، سالم‌تر می‌گردیم‌‌.

    اگر می‌خواهید زندگی شما از انرژی‌های منفی، پاک‌سازی شده و با انرژی‌های مثبت و روحانی پر‌شود، در منزل، قرآن ‌بخوانید. بگذارید صدای قرآن یا اذان ‌در خانه یا محل کارتان پخش شود و ‌در همین حین بگویید: «پروردگارا! از تو می‌خواهم تا انرژی‌های منفی این محیط

    را از بین برده و انرژی‌های مثبت و روحانی را در آن پر کنی.»


    انرژی کتاب آسمانی یک انرژی روحانی و الهی است و به‌راحتی، انرژی‌های منفی ‌را از بین می‌برد.

    اسماء اعظم دارای انرژی بسیار بالایی هستند. اگر اسماء الهی را به هر شکلی (نوشته، خراطی‌شده، منجوق‌دوزی، گل‌دوزی، خطاطی و...) در منزل یا محل کار خود، نصب کنید، به آن محل انرژی می‌دهید.

    تک‌تک آیه‌ها و کلمه‌های قرآن، ‌دارای انرژی هستند و با آزاد کردن آن، انرژی‌های منفی را از بین برده و انرژی مثبت را بیش‌تر می‌کنند و طبق قانون جذب و تابش، محیطی که پالایش شده است، فقط انرژی‌های مثبت را جذب می‌کند.

    گفته شده ‌که دیدن خطوط قرآن (حتی بدون خواندن آن) به دل و چشم، نور می‌دهد.

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 0:15  توسط   | 


                                      Image Detail


    داستان حضرت موسی (ع)وحضرت خضرنبی (ع)

    از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است، در این راستا نظر شما به فرازهایی زیر از آن داستان جلب می‎کنیم.

    سخنرانی موسی ـ علیه السلام ـ و ترک اولی او
    هنگامی که فرعون و فرعونیان در دریای نیل غرق شده و به هلاکت رسیدند، بنی‎اسرائیل به رهبری حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از سالها مبارزه، پیروز شدند و زمام امور رهبری به دست موسی ـ علیه السلام ـ افتاد.
    او در یک اجتماع بسیار بزرگ (که می‎توان آن را به عنوان جشن پیروزی نامید) در حضور بنی‎اسرائیل سخنرانی کرد، مجلس بسیار باشکوه بود، ناگاه یک نفر از موسی ـ علیه السلام ـ پرسید: «آیا کسی را می‎شناسی که نسبت به تو اعلم (عالم‎تر) باشد؟»
    موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: نه.
    و مطابق بعضی از روایات، پس از نزول تورات و سخن گفتن مستقیم خدا با موسی ـ علیه السلام ـ، موسی در ذهن خود به خودش گفت: «خداوند هیچکس را عالم‎تر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده. (یعنی براثر حالتی شبیه خودخواهی، در سراشیبی نزول از مقامات عالیه معنوی قرار گرفته، به یاریش بشتاب تا اصلاح شود. جبرئیل به سراغ موسی آمد...)
    خداوند همان‎دم به موسی ـ علیه السلام ـ وحی کرد: آری داناتر از تو عبد و بنده ما خضر ـ علیه السلام ـ است، او اکنون در تنگه دو دریا،[1] در کنار سنگی عظیم است.
    موسی ـ علیه السلام ـ عرض کرد: «چگونه به حضور او نایل شوم؟»
    خداوند فرمود: «یک عدد ماهی بگیر و در میان زنبیل خود بگذار، و به سوی آن تنگه دو دریا برو، در هر جا که آن ماهی را گم کردی، آن عالم در همانجا است.»[2]

    موسی‎ ـ علیه السلام ـ در جستجوی استاد
    موسی ـ علیه السلام ـ که دانش‎دوست بود، گفت: من دست از جستجو برنمی‎دارم تا به محل آن تنگه دو دریا برسم، هرچند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم.
    موسی دوست و همسفری برای خود انتخاب کرد که همان مرد رشید و شجاع و با ایمان بنی‎اسرائیل به نام یوشع بن نون بود، موسی یک عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندکی زاد و توشه راه‎ برداشت و همراه یوشع به سوی تنگه دو دریا حرکت کردند. هنگامی که به آنجا رسیدند در کنار صخره‎ای اندکی استراحت کردند، در همان‎جا موسی و یوشع، ماهی‎ای را به همراه داشتند، فراموش کردند. بعد معلوم شد که ماهی براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزه‎آسایی خود را در همان تنگه به دریا افکنده و ناپدید شده است.
    موسی و همسفرش از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید، در این هنگام موسی ـ علیه السلام ـ به خاطرش آمد که غذایی به همراه خود آورده‎اند، به یوشع گفت: «غذای ما را بیاور که از این سفر سخت خسته شده‎ایم.»
    یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم، من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را بازگو کنم، و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود، و ماهی راهش را به طرز شگفت‎انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد.
    و از آنجا که این موضوع به صورت نشانه‎ای برای موسی ـ علیه السلام ـ در رابطه با پیدا کردن عالِم، بیان شده بود موسی ـ علیه السلام ـ مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است که ما می‎خواستیم و به دنبال آن می‎گشتیم. در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالِم پرداختند، وقتی که به تنگه رسیدند حضرت خضر ـ علیه السلام ـ را در آنجا دیدند.[3] پس از احوالپرسی، موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت:
    «آیا من از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟»
    خضر: تو هرگز نمی توانی همراه من صبر و تحمّل کنی، و چگونه می‎توانی در مورد رموز و اسراری که به آن آگاهی نداری شکیبا باشی؟
    موسی: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو را نخواهم کرد.
    خضر(ع): پس اگر می‎خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سوال نکن، تا خودم به موقع، آن را برای تو بازگو کنم.
    موسی(ع) ـ علیه السلام ـ مجدّداً این تعهّد را داد که با صبر و تحمّل همراه استاد حرکت کند و به این ترتیب همراه خضر ـ علیه السلام ـ به راه افتاد.[4]

    دیدار موسی از سه حادثه عجیب
    موسی و یوشع و خضر ـ علیهما السلام ـ با هم به کنار دریا آمدند و در آنجا سوار کشتی شدند آن کشتی پر از مسافر بود، در عین حال صاحبان کشتی آنها را سوار کردند. پس از آنکه کشتی مقداری حرکت کرد، خضر ـ علیه السلام ـ برخاست و گوشه‎ای از کشتی را سوراخ کرد و آن قسمت را شکست و سپس آن قسمت ویران شده را با پارچه و گل محکم نمود که آب وارد کشتی نشود.
    موسی ـ علیه السلام ـ وقتی این منظره نامناسب را که موجب خطر جان مسافران می‎شد دید، بسیار خشمگین شد و به خضر(ع) گفت: «آیا کشتی را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی چه کار بدی انجام دادی؟»
    حضرت خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا نگفتم که تو نمی‎توانی همراه من صبر و تحمّل کنی؟!»
    موسی (ع)گفت: مرا به خاطر این فراموشکاری، بازخواست نکن و بر من به خاطر این اعتراض سخت نگیر.
    از آنجا گذشتند و از کشتی پیاده شدند به راه خود ادامه دادند، در مسیر راه خضر ـ علیه السلام ـ کودکی را دید که همراه خردسالان بازی می‎کرد، خضر به سوی او حمله کرد و او را گرفت و کشت.
    موسی ـ علیه السلام ـ با دیدن این منظره وحشتناک تاب نیاورد و با خشم به خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا انسان پاک را بی‎آنکه قتلی کرده باشد کشتی؟ به راستی کار زشتی انجام دادی.» حتّی موسی ـ علیه السلام ـ بر اثر شدّت ناراحتی به خضر ـ علیه السلام ـ حمله کرد و او را گرفت و به زمین کوبید که چرا این کار را کردی؟
    خضر(ع) گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟
    موسی ـ علیه السلام ـ گفت: اگر بعد از این از تو درباره چیزی سوال کنم، دیگر با من مصاحبت نکن، چرا که از ناحیه من معذور خواهی بود.
    از آنجا حرکت کردند تا اینکه شب به قریه‎ای به نام ناصره رسیدند، آنها از مردم آنجا غذا و آب خواستند، مردم ناصره، غذایی به آنها ندادند و آنها را مهمان خود ننمودند، در این هنگام خضر ـ علیه السلام ـ به دیواری که در حال ویران شدن بود نگاه کرد و به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: به اذن خدا برخیز تا این دیوار را تعمیر و استوار کنیم تا خراب نشود. خضر ـ علیه السلام ـ مشغول تعمیر شد.
    موسی ـ علیه السلام ـ که خسته و کوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس می‎کرد شخصیت والای او و استادش به خاطر عمل نامناسب اهل آن آبادی سخت جریحه‎دار شده و در عین حال خضر ـ علیه السلام ـ به تعمیر دیوار آن آبادی می‎پردازد، بار دیگر تعهّد خود را به کلّی فراموش کرد و زبان به اعتراض گشود، اما اعتراضی سبکتر و ملایمتر از گذشته، گفت: «می‎خواستی در مقابل این کار اجرتی بگیری؟» اینجا بود که خضر ـ علیه السلام ـ به موسی ـ علیه السلام ـ گفت:
    «هذا فِراقُ بَینِی وَ بَینِکَ...؛ اینک وقت جدایی من و تو است، اما به زودی راز آنچه را که نتوانستی بر آن صبر کنی، برای تو بازگو می‎کنم.»[5]
    موسی ـ علیه السلام ـ سخنی نگفت، و دریافت که نمی‎تواند همراه خضر ـ علیه السلام ـ باشد و دربرابر کارهای عجیب او صبر و تحمّل داشته باشد.

    توضیحات خضر ـ علیه السلام ـ در مورد سه حادثه عجیب
    حضرت خضر ـ علیه السلام ـ راز سه حادثه شگفت‎انگیز فوق را برای موسی ـ علیه السلام ـ چنین توضیح داد:
    اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‎کردند، و من خواستم آن را معیوب کنم و به این وسیله آن کشتی را از غصب ستمگر زمان برهانم. چرا که پشت سرشان پادشاه ستمگری بود که هر کشتی سالمی را به زور می‎گرفت. معیوب کردن من، برای نگهداری کشتی برای صاحبانش بود.
    و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد، از این رو خواستیم که پروردگارشان به جای او فرزندی پاک‎سرشت و با محبّت به آن دو بدهد.[6]
    و امّا آن دیوار از آنِ دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، گنجی متعلّق به آن یتیمان در زیر دیوار وجد داشت، و پدرشان مرد صالحی بود، و پروردگار تو می‎خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند. این رحمتی از پروردگار تو بود، من آن کارها را انجام دادم تا زیر دیوار محفوظ بماند و آن گنج خارج نشود و به دست بیگانه نیفتد، من این کارها را خودسرانه انجام ندادم. این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها تحمّل کنی.[7]
    موسی ـ علیه السلام ـ از توضیحات حضرت خضر ـ علیه السلام ـ قانع شد.

    توصیه خضر ـ علیه السلام ـ و نوشته لوح گنج
    هنگام جدایی خضر ـ علیه السلام ـ از موسی ـ علیه السلام ـ، موسی به او گفت: مرا سفارش و موعظه کن، خضر مطالبی فرمود از جمله گفت: «از سه چیز بپرهیز و دوری کن: 1. لجاجت 2. و از راه رفتن بی‎هدف و بدون نیازو از خنده بدون تعجّب،
    3. خطاهایت را بیاد بیاور و از تجسّس در خطاهای مردم پرهیز کن.»
    از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده آن گنجی که زیر دیوار مخفی بود، لوح طلایی بود که در آن چنین نوشته شده بود:
    «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالمَوْتِ کَیفَ یفْرَحُ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالْقَدَرِ کَیفَ یحْزَنُ؟ و عَجِبْتُ لِمَنْ رای الدُّنیا و تَقَلُّبَها بِاَهْلِها کیفَ یرْکَنُ اِلَیها، و ینْبَغِی لِمَنْ غَفَلَ عَنِ اللهِ اَلّا یتَّهَمَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالی فی قَضائِهِ و لا یسْتَبْطِئَهُ فِی رِزْقِهِ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان ـ تعجّب می‎کنم برای کسی که یقین به مرگ دارد چگونه شادی مستانه می ‎کند؟ تعجّب می‎کنم برای کسی که یقین به قضا و قدر الهی دارد، چگونه اندوهگین می‎شود، تعجّب می‎کنم برای کسی که دنیا و دگرگونیهای آن را با اهلش می‎نگرد، چگونه بر آن اعتماد می‎کند؟ و سزاوار است آن کسی که از خداوند غافل می‎گردد، خداوند متعال را در قضاوتش متّهم نکند، و در رزق و روزی رساندن او را به کندی و تاخیر یاد ننماید.»[8]

    پی نوشت

    [1] . به گفته اکثر مفسّران، منظور از این تنگه دو دریا، محل اتّصال خلیج عقبه با خلیج سوئز است.
    [2] . بحارالانوار، ج 13، ص 278.
    [3] . در حدیثی از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده فرمود: هنگامی که موسی ـ علیه السلام ـ با خضر ـ علیه السلام ـ در کنار دریا ملاقات کرد، پرنده‎ای در برابر آن دو ظاهر شد، قطره‎ای آب دریا با منقارش برداشت، خضر به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا می‎دانی این پرنده چه می‎گوید؟ موسی گفت: چه می‎گوید؟
    خضر گفت: می‎گوید «وَ رَبِّ السَّماواتِ و الاَرضِ وَ رَبِّ الْبَحْرِ ما عِلْمُکُما مِنْ عِلْمِ اللهِ اِلّا قَدْرَ ما اَخَذْتُ بِمِنْقارِی مِنْ هذَا الْبَحْرِ؛ و سوگند به پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار دریا، دانش شما دو نفر (موسی و خضر) در مقایسه با علم خدا نیست مگر به اندازه آنچه از آب در منقارم گرفته‎ام نسبت به این دریا» (بحارالانوار، ج 13، ص 302).
    و در روایت دیگر آمده: «این پرنده کوچکتر از گنجشک بود و از نوع پرستو بود و گفت: «علم شما در مقابل علم محمّد و آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اندازه مقدار آبی است که به منقار گرفته‎ام نسبت به دریا.» (همان مدرک؛ پاورقی).
    [4] . مضمون آیات 60 تا 70 سوره کهف.
    [5] . کهف، 71 تا 78؛ بحارالانوار، ج 13، ص 280. روایت شده: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «خدا برادرم موسی ـ علیه السلام ـ را رحمت کند، اگر تحمّل می‎کرد، عجیبترین شگفتیها را (از دست خضر) می‎دید و نیز فرمود: اگر صبر می‎کرد، هزار شگفتی می‎دید. (نورالثقلین، ج 3، ص 282) و از امام باقر ـ علیه السلام ـ یا امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده فرمود: «لَوْ صَبَرَ مُوسی لَاَراهُ الْعالِمُ سَبْعِینَ اُعْجُوبَهٍ؛ اگر موسی ـ علیه السلام ـ صبر و تحمّل می‎کرد، آن عالِم (خضر) هفتاد حادثه عجیب به موسی ـ علیه السلام ـ نشان می‎داد.» (بحارالانوار، ج 13، ص 284 و 301).
    نیز روایت شده: از موسی ـ علیه السلام ـ پرسیدند: سخت‎ترین حادثه زندگی تو چه بود؟ موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: «هیچیک از آن همه مشکلات (عصر فرعون و عصر حکومت بنی‎اسرائیل با آن همه رنجها) همانند گفتار خضر ـ علیه السلام ـ برایم رنج‎آور نبود که خبر از فراق و جدایی خود از من داد و مرا از علوم خود محروم ساخت.» (تفسیر ابوالفتوح رازی، ذیل آیه 78 کهف).
    [6] . کارهای خضر ـ علیه السلام ـ به خصوص کشتن نوجوان گرچه ظاهری بسیار زننده داشت، ولی باید توجّه داشت که فرق است بین نظام تشریع و تکوین، خداوند حاکم بر هر دو نظام است، در این صورت هیچ مانعی ندارد که خداوند گروهی مانند موسی ـ علیه السلام ـ را مامور اجرای نظام تشریع کند، و گروهی یا شخصی (مانند خضر) را مامور اجرای نظام تکوین، از نظر نظام تکوین، هیچ مانعی ندارد که خداوند حتّی کودک نابالغی را دچار حادثه‎ای کند که جان بسپارد، چرا که وجودش ممکن است در آینده موجب خطرهای عظیم گردد، مانند اینکه پزشک دست یا پای کسی را قطع می‎کند تا میکرب سرطان از آن به سایر اعضاء سرایت ننماید.
    کارهای حضرت خضر ـ علیه السلام ـ در ماجرای فوق در محدوده نظام تکوین بوده، ولی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مامور کارها در محدوده تشریع بود، از این رو مقام موسی ـ علیه السلام ـ در این راستا از حضرت خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود، اگرچه در محدوده نظام تکوین، مقام خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود.
    از سوی دیگر این کار خضر ـ علیه السلام ـ از نشانه‎های رحمت الهی و پاداش او به پدر و مادر با ایمان بود، خضر به دستور خدا آن کودک کافر را ـ که اگر می‎ماند موجب کفر و انحراف پدر و مادر می‎شد، کشت، ولی به جای آن کودک، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود، که کانون ایمان و تقوا بود و به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ از نسل او هفتاد پیامبر، به وجود آمد. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 286).
    [7] . کهف، 79 تا 83.
    [8] . بحارالانوار، ج 13، ص 294.


    + نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 18:1  توسط   | 


     

    چند نكته كوتاه وآموزنده براي شناخت حضرت معصومه(س)

    در اين نكات كه بسيار آموزنده ميباشند ، تاريخ و موقعيت اجتماعي حضرت معصومه  بطور مختصر آمده است .

     


     حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

     

    1- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام

    به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام بعد از امام رضا علیه‌السلام حضرت معصومه علیهاالسلام برترین و گران‏سنگ‏ترین آنها به شمار می‏آید.

     

    2- موقعیت معنوی

    امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

     

    3- فقاهت

    روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخ‏ها ابراز خوشحالی کردند.

     

    4- اهل حدیث(محدث)

     

    در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

     

    5- تولد و وفات

     

    حضرت معصومه علیهاالسلام در روز یکم ذوالقعده سال 173 هجری قمری در شهر مدینه تولد یافت و پس از 28 سال زندگی پر برکت در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر بزرگوارشان امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه بیمار شد و سرانجام در روز دهم ربیع‏الثانی سال 201 هجری قمری در شهر قم به جوار حق تعالی شتافت.

     

    6- پدر و مادر

     

    پدر گرامی حضرت معصومه علیهاالسلام امام هفتم شیعیان جهان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و مادر مکرمه‏شان نجمه خاتون از بانوان با فضیلت و اهل تقوا و مادر امام رضا علیه‌السلام می‏باشد.

    امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

    7- زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

     

    از امام رضا علیه‌السلام نقل شده کسی که حضرت معصومه علیهاالسلام را با آگاهی به حق وی زیارت کند، شایسته بهشت می‏شود.

    شاید یکی از حقوق و انتظارات آن حضرت به عنوان پیامدار دین و معنویت از زائران خود، تلاش آنها جهت تدارک یک سفر

    حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

    معنوی و کوشش برای قرب بیشتر به آن حضرت از طریق کوشش برای اصلاح خویشتن و تقویت کمالات معنوی در خود باشد.

     

    8- تنها برادر تنی

     

    امام رضا علیه‌السلام تنها برادر تنی حضرت معصومه علیهاالسلام است. مادر آن بزرگواران نجمه خاتون است. آنها تنها فرزندان این بانوی مکرم هستند. حضرت معصومه علیهاالسلام 25 سال بعد از تولد برادر گرامیش پا به عرصه وجود گذاشتند.

     

    9- مسافرت

     

    حضرت معصومه علیهاالسلام به منظور دیدار برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام با کاروانی متشکل از پنج تن از برادران و تعدادی برادرزادگان و گروهی دیگر، راهی خراسان شدند. در بین راه در شهر ساوه، آن حضرت بیمار شد. پس از آگاهی اهالی قم از ورود کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام به ساوه، گروهی از آنان به این شهر آمدند و حضرت را با احترام به شهر قم بردند.

     

    10- محراب عبادت

     

    هم اکنون محراب عبادت حضرت معصومه علیهاالسلام در زمان اقامت 17 روزه‏اش در شهر قم، به نام بیت‏النور موجود است و زیارتگاه مردم و دوستان آن حضرت می‏باشد.

     

    11- رحلت

     

    حضرت معصومه علیهاالسلام در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه مریض شدند. آنگاه به اتفاق نمایندگان اعزامی اهالی قم، وارد این شهر شدند و مورد استقبال گرم مردم این دیار قرار گرفتند. سرانجام پس از 17 روز بیماری در سن 28 سالگی به جوار رحمت ایزدی نائل آمدند.

    در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

    12- تشییع جنازه

     

    پس از اعلام خبر رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را تشییع کردند و در محل فعلی حرم، که آن روز در خارج شهر بود و به موسی بن خزرج تعلق داشت با احترام زایدالوصفی دفن کردند.

     

    ضریح حضرت معصومه علیهاالسلام

    13- کرامات

     

    تاکنون کرامات زیادی نصیب کسانی که حضرت معصومه علیهاالسلام را به شفاعت و توسل به درگاه خدا برده‏اند، شده است. و به احترام آن حضرت خداوند خواسته‏های آنها را اجابت کرده است که شرح آنها در جای خود ثبت و ضبط شده است.

     

    14- زیارتنامه

     

    حضرت معصومه در میان امامزادگان، از امامزادگان نادری است که برایش زیارتنامه مخصوص از جانب امام معصوم علیه‌السلام نقل شده است و به مقام شامخ آن حضرت اشاره شده است.

     

    15- محل اقامت

     

    میزبان حضرت معصومه علیهاالسلام در مدت 17 روز اقامت و زندگی آن حضرت در شهر قم، جناب موسی بن خزرج، پس از رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام، محراب عبادت آن بزرگوار را به همان حالت باقی گذاشت و خانه مسکونی خویش را به احترام حضرتش به مسجد تبدیل کرد.

     

    16- لقب

    لقب معصومه از جانب حضرت امام رضا علیه‌السلام به دلیل مراتب تقوی و پرهیزگاری ـ تنها به فاطمه معصومه علیهاالسلام در میان دختران حضرت امام موسی بن جعفر علیه‌السلام ـ اعطا گردید؛ خانمی که در اقتدا به پدر بزرگوارش، بسیاری از ساعات زندگی‏اش، به عبادت و راز و نیاز با خدا سپری شد.

     

    17- ثواب زیارت

     

    در روایات چندی از قول ائمه اطهار علیه‌السلام؛ حضرت امام صادق علیه‌السلام، امام رضا علیه‌السلام و امام جواد علیه‌السلام بر زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام تصریح شده است و در روایتی زائر آن حضرت را در صورت معرفت حق او، سزاوار بهشت می‏داند.

     

    18- حرم و بقعه

     

    پس از رحلت و خاکسپاری حضرت معصومه علیهاالسلام، میزبان آن حضرت، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت 100 سال این سایبان وجود داشت. پس از آن دختر امام جواد علیه‌السلام، قبه‏ای آجری بر روی آن ساخت. در سال 529 هجری قمری، شاه بیگدر، قبه‏ای مجلّل با کاشی کاری نفیس بر فراز آن ساخت. تا اینکه در سال 925 هجری قمری توسط شاه اسماعیل، بقعه کنونی بنا گردید.

     

    19- تحول شهر قم پس از ورود

     

    شهر قم در اواخر قرن اول، با ورود تعدادی از شیعیان کوفه بتدریج مذهب شیعه را پذیرفت و به عنوان یک شهر شیعی معروف گشت. ولی با ورد حضرت معصومه علیهاالسلام به قم، فصل نوینی در اهمیت این شهر در گسترش اسلام و مذهب شیعه گشوده شده.

    پس از رحلت و خاکسپاری حضرت معصومه علیهاالسلام، میزبان آن حضرت، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت 100 سال این سایبان وجود داشت.

    20- تحول حوزه علمیه قم پس از ورود

     

    از اوائل قرن دوم شهر قم، محلی برای پاسخگویی به مسائل فقهی شیعه و مأمنی برای علویان، راویان، محدثان و فقهای شیعه بوده است. با ورود حضرت معصومه علیهاالسلام به این شهر، و قرار گرفتن مدفن آن بزرگوار در آن، زمینه

    حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

     گسترش بیشتر فرهنگ تشیع و فقه آل محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله پدید آمد و بدنبال آن حوزه علمی ـ فقهی قم توسعه یافت و مرکزی برای نشر و اشاعه اسلام و مکتب شیعه گردید.

     

    21- کلام نور

     

    رهبر معظم انقلاب فرمود: حضرت معصومه علیهاالسلام مقام بزرگی دارد، خیلی باید از ایشان بهره گیریم. نسبت به ایشان قصور داشته‏ایم باید به آن حضرت بیشتر توسل جوئیم و بخواهیم عنایت بیشتری به ما داشته باشند.

     

    22- گلی باشکوه از گلستان نبوت و امامت

     

    او چون کوثری در کویر، خط سبز سعادت و رستگاری ترسیم کرده و چون روحی در پیکر سرزمین مقدس قم حلول کرده و دلهای عاشق را از گوشه و کنار به سمت این شهر کشانده است از قدم او قم عزیمت یافته و از وجود او لحظه به لحظه بر شرافت قم افزوده می‏شود.

    قم گشته از شرافت معصومه با صفا            چون روضه بهشت برین گشته پرضیا

    شاهان به درگهش همه آورده التجا          بی‏شک که می‏رود به بهشت از ره عطا

     

    23- هجرت

     

    به شوق دیدار نور تابان دیار طوس رهسپار سفر شد، رنجها برد و سختیها کشید تا اینکه پس از روزها و هفته‏ها به دیار ساوه رسید. سفری بدین دور و درازی و با مشکلات فراوان بر گلی که در حسرت دیدار نور قد خمیده، بسیار سخت است. حضرت بیمار شده از مقدار مسافت تا مأمن آل طه پرسید گفت: ده فرسخ. فرمود: مرا به قم ببرید زیرا از پدرم شنیدم که فرمود قم مرکز شیعیان ما می‏باشد پس کاروان بطرف قم در حرکت شد.

    حضرت معصومه علیهاالسلام مقام بزرگی دارد، خیلی باید از ایشان بهره گیریم. نسبت به ایشان قصور داشته‏ایم باید به آن حضرت بیشتر توسل جوئیم و بخواهیم عنایت بیشتری به ما داشته باشند.

    24- میهمانی با عظمت

     

    چون کاروان دیدار نور به نزدیکیهای شهر قم رسید، آل سعد همگی برای استقبال به پیشواز آن بانوی با کرامت رفتند تا او را به گرمی به عش آل طه دعوت کنند در آن میان موسی بن خزرج زمام اشتر حضرت را گرفت و به طرف خانه‏اش آورد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذیرائی نمود.

     

    25- عبادتی خالصانه

     

    بعد از سکنی گزیدن حضرت معصومه در شهر قم تا وفات آن حضرت 17 روز طول کشید در این مدت، بسیار آزرده خاطر بود، آرزوی دیدار پدر و برادر در دلش بود از هجر پدر و فراق برادر می‏گریست و غمین بود.

    به انتظار پدر روز و شب به سر بردم          ولی دریغ نشد تا گل رخش بویم

    سپس به هجر برادر، فلک دچارم کرد      گشود باب فراق دگر زکین سویم

    در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی تهیه نمود، دائم در حال ذکر و نماز و راز و نیاز با خدای خویش بود و بیت‏الاحزانی به نام بیت‏النور چون جده‏اش زهرای اطهر تأسیس نمود، تا سرانجام (پرید بلبل روحش زشاخسار) بدن و به ندای رب لبیک گفت.

    حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

    26- دختر پیامبر

     

    در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و...

    این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد و نشانگر عظمت روحی و اینکه او نه تنها با رسول خدا نسبت خانوادگی دارد بلکه از نظر معنوی نیز دختر اوست.

     

    27- بارگاه فاطمه معصومه علیهاالسلام و تجلیگاه فاطمه زهرا علیهاالسلام

     

    مرجع عظیم‏الشأن مرحوم آیت‏الله العظمی نجفی مرعشی رحمه‌الله فرمود: پدرم مرحوم آیت‏الله علامه سیدمحمود مرعشی که در نجف اشرف می‏زیست علاقه‏مند بود که به طریقی، محل قبر جده‏اش حضرت زهرا علیهاالسلام را بیابد، برای این مقصود ختم مجربی انتخاب نمود و چهل شب به آن مداومت نمود. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر علیه‌السلام رسید، امام به او فرمود: «علیک بکریمة اهل البیت» به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن، ایشان تصور کرد منظور امام علیه‌السلام حضرت زهرا علیهاالسلام است، عرض کرد: آری قربانت گردم من نیز ختم را برای همین امر گرفتم. امام فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم است سپس افزود: بخاطر مصالحی خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا علیهاالسلام مخفی باشد از این رو قبر حضرت معصومه علیهاالسلام را تجلیگاه قبر حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده است.

    در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و... این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد.

    28- مقام عصمت حضرت معصومه علیهاالسلام

     

    امام رضا علیه‌السلام فرمودند: کسی که حضرت معصومه را در قم زیارت کند مانند آنست که مرا زیارت کرده است. امام ثواب زیارت خویش را با زیارت حضرت معصومه در یک حد و اندازه می‏داند و نیز اینکه نام مبارک حضرت، فاطمه کبری بوده و امام او را ملقب به صفت معصومه کرده است و این مطالب نشانگر اوج عظمت روحی و معصومیت حضرت فاطمه کبری است.

     

    29- ارزش زن

     

    با مطالعه سرگذشت بانوانی بزرگوار چون حضرت زهرا علیهاالسلام، زینب کبری و حضرت معصومه به این نکته دست می‏یابیم که در اسلام به مقام و منزلت زن ارزش نهاده و در طی نمودن پله‏های ترقی از حیث علم و تقوی تفاوتی میان زن

    حرم حضرت معصومه

    و مرد قائل نشده است. همین درجات عالی تقوی و علم در وجود این بانوان بزرگوار بازگوکننده و تأیید کننده آن است.

     

    30- برای شادی روح حضرت فاطمه معصومه (س) صلوات

    + نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 23:44  توسط   | 

      فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                                الهم عجل الولیک الفرج


    چه غرورانگیز است یادمانه‌های امروز و چه مبارک است طلوع خورشیدی که مولودش، بشارت رسان «موعود» است!میلاد با سعادت امام حسن عسگری علیه السلام بر شما مبارک باد. اللهم عجل لولیک الفرج.

        

    نام: حسن بن علي.

    كنيه: ابومحمد.
    القاب: عسكرى، زكى، خالص، صامت، سراج، تقى و خاص (به امام حسن عسكرى(ع)، امام على النقى(ع) و امام محمد تقى(ع)، ابن الرضا نيز گفته مى‏شد.)
    منصب: معصوم سيزدهم و امام يازدهم شيعيان.
    تاريخ ولادت: هشتم ربيع الثانى سال 232هجرى.
    همچنين چهارم و دهم ربيع الثانى نيز نقل شده است. در مورد سال تولد ايشان نيز برخى گفته‏اند كه 231 هجرى بوده است.
    محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 2:7  توسط   | 

    رازهای خلقت شگفت انگیز فرشتگان

    فرشته

    گروهی از آنان آنقدر عظیم الجثه اند که پاهایشان در طبقات پایین زمین، ثابت و گردن هایشان از آسمان بالا، گذشته است و ارکان وجود و پیکرشان از کرانه های جهان بیرون رفته و شانه های آنها برای حفظ پایه های عرش خدا، آماده و مناسب است .

    در اولین خطبه نهج البلاغه، امیرالمؤمنین علی علیه السلام به صورت مبسوط مراحل آفرینش موجودات را شرح می دهد. از آفرینش ملائکه و کرات و آسمان ها و زمین گرفته تا خلقت جمادات و حیوانات و انسان ها در بخش مهمی از این خطبه خلقت ملائکه به صورت کامل شرح داده شده و صفات فرشتگان به صورتی    زیبا مطرح گردیده که بیان آن برای ما انسان ها جذاب است.

    امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «ثم فتق ما بین السموات العلا فملا هنّ اطواراً من ملائکته، منهم  سجود لا یرکعون، و رکوع لا یفقصبون، و صافون لا یتزایلون، و مسبّحون لا یسأمون، لا یغساهم نوم العیون، و لا سهو العقول و ... »

    «سپس آسمان های بلند را از هم گشود و آن ها را مملو از فرشتگان مختلف ساخت، گروهی از آنان همواره در سجده اند و رکوع ندارند، و گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند، و گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند و هیچ گاه خواب به چشمان شان راه نمی یابد و عقل های آنان دچار اشتباه نمی گردد و ... »

    از این فراز از خطبه به خوبی استفاده می شود که در میان آسمان ها فاصله هایی وجود دارد که در آغاز به هم پیوسته بودند و سپس از هم باز شدند، و خداوند این فاصله ها را مملو از فرشتگان ساخت. « فملا هن اطواراً من ملائکته »

    در خطبه 91 نهج البلاغه نیز به این فاصله ها اشاره شده است، آنجا که می فرماید: «و ملا بهم فروج فجاجها وحشابهم فتوق اجوائها » « بوسیله فرشتگان تمام فاصله های آسمان ها را پر کرد و فاصله جوشان را از آنان مالامال ساخت. »

    در ادامه خطبه اول، حضرت علی علیه السلام به بیان اقسام و اصناف فرشتگان پرداخته و آنها را به چهار گروه تقسیم می فرماید: نخست به فرشتگانی اشاره می کند که کارشان عبادت است و آنها را نیز به چند گروه تقسیم می کند، که عده ای در حال سجود، عده ای در حال رکوع، عده ای در حال قیام و ... هستند. در این که آیا منظور از سجود و رکوع و قیام، همان اعمالی است که ما انسان ها انجام می دهیم یا اشاره به مراحل خضوع و عبادت فرشتگان بر حسب مراتب و مقامات آن ها، جای بحث است. اگر فرشتگان را دارای جسم لطیف بدانیم و برای آنها دست و پا و صورت و پشیانی قائل باشیم، معنای اول مناسب تر است و اگر برای آنها جسمی قائل نباشیم، یا آنها را دارای جسم بدانیم اما نه به این شکل، آن گاه معنای دوم مناسب تر خواهد بود.

    امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: « سپس آسمان های بلند را از هم گشود و آن ها را مملو از فرشتگان مختلف ساخت، گروهی از آنان همواره در سجده اند و رکوع ندارند، و گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند، و گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند و هیچ گاه خواب به چشمان شان راه نمی یابد و عقل های آنان دچار اشتباه نمی گردد و ... »

    به هر حال کار این مجموعه، همگی عبادت و تسبیح و تقدیس خداوند بزرگ است و گویی غیر از آن، کار دیگری ندارند و جز به عبادت عشق نمی ورزند. ممکن است یکی از فلسفه های خلقت فرشتگان این باشد که انسان ها به عبادت خویش مغرور نشوند و بدانند که هیچ گاه از نظر کمیّت به عبادت فرشتگان نخواهند رسید مگر اینکه معرفت خود را در عبادت بالا ببرند و بدانند که عبادت کردن یا نکردن آن ها، اثری در مقام کبریایی خداوند نمی گذارد و اگر جملگی آن ها کافر گردند، بر دامن کبریایی او گردی نمی شنید، « ان تکفروا فانّ الله غنی عنکم » 1

    فرشته در حال دعا

    سپس به بیان مجموعه دوم از فرشتگان پرداخته می فرماید: « و منهم امناء علی وحیه و السنة الی رسله و مختلفون بقضائه و امره »

    در واقع این گروه واسطه میان پروردگار و پیامبران و حاملان و ترجمان وحی او هستند. از این تعبیر استفاده می شود که تنها حضرت جبرائیل سفیر وحی الهی نیست بلکه او رئیس سفرای الهی است.

    سپس به مجموعه سوم از فرشتگان اشاره کرده، می فرماید: «و منهم الحفظة لعباده و السّدنة لا بواب جنانه»

    « حفظه » جمع « حافظ » به معنای نگاهبانان است و در این جا دو معنی می تواند داشته باشد: 

    یکی نگاهبانان بر بندگان که مراتب اعمال آنان هستند و آن ها را ثبت و ضبط می کنند و دوم نگاهبانان بندگان که آنها را از آفات و بلاها و حوادث مختلف حفظ می کنند که اگر مراقبت آنها نباشد، انسان ها دائماً در معرض خطرات هستند.

    سپس به مجموعه چهارم از فرشتگان بزرگ که حاملان عرش الهی هستند اشاره کرده، می فرماید: « و منهم الثّابتة فی الارضین السّفلی اقدامهم و المارقة من السّماء العلیا اعناقهم و الخارجة من الاقطار ارکانهم و المناسبة لقوائم العرش اکتا فهم. »

    «گروهی از آنان آنقدر عظیم الجثه اند که پاهایشان در طبقات پایین زمین، ثابت و گردن هایشان از آسمان بالا، گذشته است و ارکان وجود و پیکرشان از کرانه های جهان بیرون رفته و شانه های آنها برای حفظ پایه های عرش خدا، آماده و مناسب است. »

    آنگاه به بیان اوصافی از آن ها پرداخته، می افزاید: «چشمان آن ها در برابر عرش او فرو افتاده و در زیر آن بال های خود را به خود پیچیده و میان آن ها و کسانی که در مراتب پایین ترند، حجاب های عزت و پرده های قدرت زده شده است.»

    آری قدرت آن ها، قدرت جسمانی نیست بلکه از قدرت فوق العاده روحانی برخوردارند که هیچ کس به مقام آن ها راه پیدا نمی کند و به همین دلیل شایستگی حمل عرش الهی را پیدا کرده اند.

    «گروهی از آنان آنقدر عظیم الجثه اند که پاهایشان در طبقات پایین زمین، ثابت و گردن هایشان از آسمان بالا، گذشته است و ارکان وجود و پیکرشان از کرانه های جهان بیرون رفته و شانه های آنها برای حفظ پایه های عرش خدا، آماده و مناسب است»

    فرشته

    اصناف ملائکه

    سنت الهی  بر این جاری شده است که برای نشان دادن قدرت و عظمت خویش و اهداف و اغراض دیگر، امور جهان هستی را به وسیله فرشتگانی که سر بر فرمان او هستند و سستی و سهو و نسیان و کندی در اطاعت ندارند، اداره کند و هر یک از اصناف آن ها برنامه ای معین و منظم داشته و کارگزاران کشور بی انتهای حضرت حق باشند.

    انسان هنگامی که درباره اصناف و انواع فرشتگان و برنامه های عظیم و گسترده آنان می اندیشد. احساس کوچکی در خویش می کند که در این عالم پهناور و مملو از کارگزاران حق و صفوف لشکریان خداوند و بندگان گوش به فرمان او، من در چه جایگاهی هستم؟ 

     

    نتیجه :

    با دقیق شدن در این عوالم و خلایق ناشناخته خداوند متعال که اهمیت معرفت الهی برای انسان روشن می شود که بوسیله آن، انسان می تواند از مقام فرشتگان نیز بالاتر رود، فرشتگانی که با این عظمت فرمانبرداری الهی را می کنند و دارای مقامی شامخ  تر نزد خداوند هستند و در درجات کمال از انسان با معرفت پایین تر می مانند.

     


    پی نوشت ها :

    1) سوره زمر / آیه 7

    منابع :

    1- قرآن کریم

    2- نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتی

    3- پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، آیة الله مکارم شیرازی، ج
    + نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 16:47  توسط   | 

    آداب دعاکردن

                     

     از براى «دعا کننده‏» آداب و شرايط چند است، که بايد مراعات آنها را منظورداشته باشد تا فايده دعا را ببيند.و دعاى او مستجاب گردد.و نورانيت دعا در نفس اوپيدا شود. و از جمله شرايط، در اينجا چند شرط ذکر مى‏کنيم:اول آنکه: اوقات شريفه را از براى دعاى خود اختيار کند، مثل روز عرفه و ماه‏رمضان و روز جمعه و وقت‏سحر و شبهاى قدر و شبهاى جمعه و امثال اينها. دوم آنکه: حالتى را ملاحظه کند که در آن حالت، استجابت دعا وارد شده، مثل‏ آمدن باران و بعداز نمازهاى واجب و ميان اذان و اقامه و وقت وزيدن بادها و درهنگامى که روزه باشد. سوم آنکه: با طهارت باشد، يعنى: وضو يا غسل داشته باشد. چهارم آنکه: رو به قبله باشد. پنجم آنکه: دستهاى خود را بلند کند به نحوى که زير بغل او نمايان باشد،همچنان که گدايان، دست‏ خود را به جانب اغنيا دراز مى‏کنند. و از حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - مروى است که: «هيچ بنده‏اى دست‏خودرا به جانب خداوند جبار دراز نمى‏کند مگر اينکه خدا شرم مى‏کند که دست او را تهى‏برگرداند تا فضل و رحمت‏خود را در آن جاى ندهد» .  پس چون دست‏خود را فرود مى‏آوريد بر سر و روى خود بکشيد. ششم آنکه: آواز خود را پست کند و ميان جهر و اخفات دعا گويد، نه چندان‏آهسته باشد و نه بسيار بلند. مروى است که: «چون مردمان به خدمت‏حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - آمدند تا به نزديک مدينه رسيدند تکبير گفتند و صداى خود را به تکبير بلند کردند،حضرت فرمود: اى مردمان! آن کسى را که مى‏خوانيد کر نيست و دور نيست‏بلکه درپيش گردنهاى شما است‏» . هفتم آنکه: در دعا کردن، متوجه سجع و قافيه نشود و سخن پردازى نکند، که اين‏طريقه منافى خضوع و تضرع است. هشتم آنکه: تضرع و زارى کند و با خضوع و خوف و خشيت و هيبت‏باشد. در اخبار رسيده است که: «چون خدا بنده را دوست دارد او را مبتلا مى‏سازد تاتضرع و زارى او را بشنود» . نهم آنکه: جزم داشته باشد به اينکه دعاى او اجابت مى‏شود.و يقين داشته باشد که‏رد نخواهد شد. از حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - مروى است که: «چون دعا کنى بايدچنان گمان کنى که حاجت تو بر در ايستاده است و داخل مى‏شود» . دهم اينکه: اصرار بر دعا کند و الحاح نمايد.و لا اقل سه مرتبه آن را تکرار کند. يازدهم آنکه: قبل از دعا، ذکر خدا کند.و ثنا و ستايش او گويد.و تمجيد و تعظيم‏او کند.و صلوات بر پيغمبر و آل او فرستد. دوازدهم آنکه: ابتدا اقرار به گناهکارى و عدم سزاوارى خود نمايد. سيزدهم آنکه: توبه کند و از گناهان خود پشيمان شود.و اگر مظلمه(حق) بر گردن او باشد ادا کند، يا عزم به ادا کردن آن نمايد.و اگر متمکن از اداى آن نباشد توفيق آن را از خداطلبد. چهاردهم آنکه: به تمام همت‏ خود رو به خدا آورد.و از هر چه غير اوست قطع‏اميد نمايد. پانزدهم آنکه: لباس و مکان و غذاى او از حلال باشد. (و اين نيز از جمله شرايط‏عمده است) . شانزدهم آنکه: حاجت‏خود را «بخصوصه‏» نام برد. هفدهم آنکه: چون دعا کند تخصيص به خود ندهد، بلکه ديگران را در دعاى خودشريک سازد. هيجدهم آنکه: گريه کند. (و اين نيز از شرايط عظيمه و آداب معتمده است) . نوزدهم آنکه: دعا را تاخير نيندازد تا وقت‏ حاجت، بلکه پيش از احتياج دعا کند. همچنان که وارد است که: «در حال نعمت و آسانى با خدا آشنايى کنيد تا در وقت‏محنت و دشوارى خدا با شما آشنايى کند» . بيستم آنکه: - همچنان که مذکور شد - در حاجت‏خود، اعتماد به غير خدا نکند، واميد بجز او نداشته باشد.

                         برگرفته از کتاب نفيس معراج السعاده

    + نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 23:51  توسط   | 


         

    ذکرروزهای هفته وچندتاازفوایددعابرای فرج آقا(عجل)

                               الهم عجل الولیک الفرج  

    ذکرروزشنبه(یارب العالمین)---ذکرروزیکشنبه(یاذالاجلال والاکرام)

    ذکرروزدوشنبه(یاقاضی الحاجات)----ذکرروسه شنبه(یاارحم الراحمین)

    ذکرروزچهارشنبه(یاحی یاقیوم)-ذکرروزپنج شنبه(لااله الاالله الملک الحق

     المبین)---ذکرروزجمعه(اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم)

     

    1- ولي عصر عجّل الله تعالى فرجه الشريف:بسيار دعا كنيد براى تعجيل فرج كه فرج شما در ان است.
    2- اين دعا سبب زياد شدن نعمتها است.
    3- اظهار محبت قلبى است.
    4- نشانه انتظار است.
    5- زنده كردن امر ائمه اطهار عليهم السلام.
    6- مايه ناراحتى شيطان لعين است.
    7- سبب نجات يافتن از فتنه هاى اخرالزمان است.
    8- اداء قسمتى از حقوق آن حضرت است, كه اداء حق هر صاحب حقى امور واجب ترين اموراست.
    9- تعظيم خداوند و دين خداوندى است.
    10- حضرت صاحب الزمان عليه السّلام در حق او دعا مىكند.
    11- شفاعت ان حضرت در قيامت شامل حال او مىشود.
    12- شفاعت بيغمبر صل الله عليه واله ان شاء الله شامل حالش مىشود.
    13- اين دعا امتثال امر الهى و طلب فضل و عنايت او است.
    14- مايه استجابت دعا مىشود.
    15- اداى اجر رسالت است.
    16- مايه دفع بلاست.
    17- سبب وسعت روزى است ان شاء الله.
    18- باعث آمرزش گناهان مىشود.
    19- تشرف به ديدار آن حضرت در بيدارى يا خواب.
    20- رجعت به دنيا در زمان ظهور آن حضرت.
    21- از برادران بيغمبر صل الله عليه واله خواهد بود.
    22- فرج مولاى ما حضرت صاحب الزمان عليه السّلام زودتر واقع مىشود.(اللهم عجل لولیک الفرج)

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:11  توسط   | 

          یوم الله 22 بهمن برفجر آفرینان وفجر دوستان مبارکباد           

                                      http://www.rezajalaly.com/wp-content/uploads/2012/01/2008_12_21__14_04_22_news.jpg

     
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 23:50  توسط   | 

    میلاد رسول الله (ص)وامام جعفر صادق(ع) مبارکباد.

                    فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                                الهم عجل الولیک الفرج

              

    ولادت با سعادت اشرف اوصياء ؛ خاتم الانبياء؛

    خير المرسلين؛ حبيب اله العالمين ؛ طبيب

    القلوب المومنين ؛ پيامبرعطوفت ورافت

    و رحمت ،حضرت محمد (ص) و آغاز هفته

    وحدت و میلاد امام جعفر صادق ع بر مسلمانان وشيعيان
     
    ومحبان خاندان

    عصمت و طهارت عليهم السلام مبارك باد
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 23:12  توسط   | 



  • ما برای استفاده بهینه و درست از این 24 ساعت زمان باید یاد بگیریم، در درجه اول خودمان و در وهله بعد زمانی که در اختیار داریم را مدیریت کنیم تا گرفتار سارقان بی رحم زمان نشویم.


    اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که یکی از آرزوهایتان بیشتر شدن زمان شبانه روز است، حتما این مقاله را بخوانید تا هم این آرزوی محال را از لیست رویاهایتان کنار بگذارید و هم دیگر از کمبود زمان ننالید.
    آنچنان که حتما می دانید، شبانه روز تنها و تنها 24 ساعت است که البته ظاهرا برای بسیاری از ما زمان کمی است، چون معمولا به کارهایمان نمی رسیم و همواره کارهای عقب افتاده داریم، حال آنکه ماجرا چیز دیگری است
    ماجرا از این قرار است که ما برای استفاده بهینه و درست از این 24 ساعت زمان باید یاد بگیریم، در درجه اول خودمان و در وهله بعد زمانی که در اختیار داریم را مدیریت کنیم تا گرفتار سارقان بی رحم زمان نشویم.

    اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که سارقان زمان چه چیزهایی هستند و چه پدیده هایی در دنیای امروز می توانند به راحتی هر چه تمام تر، به زمانی که متعلق به ماست دست درازی کنند؟

    ما در اینجا به برخی از این دزدهای زمان اشاره می کنیم:
    1. وبگردی بی هدف
    وبگردی یا گشت و گذار در اینترنت و دنیای مجازی به خودی خود نه تنها بد نیست، بلکه می تواند به شما در افزایش اطلاعات و بالا بردن میزان آگاهی تان نسبت به مسائل مختلف کمک کند، اما مشکل زمانی خود را نشان می دهد که این وبگردی شکل بی هدفی به خود می گیرد و تنها باعث تلف شدن وقتتان می شود.
    سعی کنید با هدف خاصی به اینترنت بروید و حتی در صورت امکان برای آن زمان مشخصی تعیین کنید تا اینترنت و وبگردی نتواند زمان شما را سرقت کند.
    2. تلویزیون

    این روزها کمتر خانه ای را می توان پیدا کرد که LED و به ویژه LCD در آن یافت نشود و این نوع تلویزیون های تخت و باریک برای بسیاری از ما حتی از گاز و یخچال مهمتر شده اند.
    اما بدانید و آگاه باشید که همین ابزار الکترونیکی مهم و دوست داشتنی می تواند به راحتی دزد و سارق از آب دربیاید و با دستبرد زدن به وقت ارزشمند شما، از انجام کارهای روزانه و مهم غافلتان کند، پس به شدت مراقب خطر بالقوه آن باشید.

    3. تلفن های بیش از حد طولانی
    برخی از افراد عاشق تلفن صحبت کردن هستند؛ بدین معنا که بدون اغراق ساعت های طولانی را پای تلفن می گذارنند و از طرفی هم به زمان شکایت می کنند که چرا اینقدر عجله دارد!
    تلفن سوزاندن و وقت صرف کردن پای حرف هایی که بیشتر آنها هیچ سودی برای شما و مخاطبتان ندارد، نتیجه ای جز کم آوردن زمان نخواهد داشت. پس به جای شاکی شدن از دست زمان، کمی به خودتان شکایت کنید!


    4. پیامک های نجومی
    برخی از افراد را می توان به راستی سلطان ارسال و دریافت پیامک یا همان اس ام اس دانست، چرا که رقم ارسال و دریافت پیامک هایشان گاهی حتی نجومی می شود و خود این افراد هم به نوعی معتاد این نوع ارتباط می شوند.
    فرستادن و دریافت اس ام اس مزایای بسیار زیادی دارد، از جمله اینکه در بسیاری مواقع جای تلفن های غیرضروری را می گیرد، هزینه بسیار کمتری نسبت به تلفن دارد و غیره. اما امان از آن روزی که طرز تفکر ما این باشد که هیچ کاری در این دنیا بدون اس ام اس انجام نمی شود! اگر جزو آن دسته از آدم هایی هستید که اس ام اس برای شما از نان شب هم واجب تر شده، پس همه کاسه کوزه ها را روی سر زمان نشکنید.

    5. بی نظمی
    از بچگی به همه ما آموخته اند که هر چیزی را باید سر جای خودش قرار داد. اما اینکه ما چقدر این نکته را آویزه گوشمان کرده ایم، مسئله دیگری است.
    بسیاری از ما وقتی سر کار هستیم، دائم در حال جستجو برای یافتن یک فایل یا سند هستیم، در حالیکه اگر از همان اول آنها را در جای مشخصی ذخیره کنیم، دیگر مجبور نیستیم زمان ارزشمندمان را برای یافتن آنها تلف کنیم.
    نظم و انضباط، مهمترین سلاح برای مقابله با سارقان زمان است.
    لطفا از همین امروز برای مقابله با سارقان زمان خود را آماده کنید. اگر چند روز همین نکات به ظاهر ساده را اجرایی کنید، خواهید دید که رابطه تان با زمان بسیار بهتر از گذشته خواهد شد.
    + نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 16:20  توسط   | 



                                                                     بسمه تعالی


     بخش فرهنگی انجمن اسلامی بروکسل ضمن تبریک دهه مبارک فجر و  تشکر فراوان از

     همه دانشجویانعزیزی که در مسابقه فرهنگی شب یلدا  انجمن شرکت کرده بودند. افراد زیر را بر

     اساس قرعه به عنوان برگزیده این مسابقه فرهنگی اعلام می کند.


    آقای حداد-  آقای  نصر آبادی  - خانم دانشی فر   در قسمت شعر حافظ

    خانم حسینی    -   در قسمت عکس

       محمد حسین کریمان - در قسمت  نقاشی 


    + نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 0:22  توسط   | 

    تسلیت باداین ایام برشما؛یا صاحب الزمان(عج)

      تصاویر ویژه شهادت امام حسن عسکری ( ع ) سال 1389    تصاویر ویژه شهادت امام حسن عسکری ( ع ) سال 1389   

      امشب كه زمين و آسمان مي گريد

    از ماتم عسکري جهان مي گريد


    جا دارد اگر شيعه خون گريه كند

    چون مهدي صاحب الزمان مي گريد 

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 0:57  توسط   | 


    برای رسیدن به موفقیت نکات زیر را رعایت کنید:

      الگو برداری از افراد موفق:شما با شناخت افراد موفقی که در اطرافتان اند به این پرشس پاسخ دهید که این افراد چگونه و چرا موفق شده اند؟در این صورت با پیروی از الگوهاو روشهای آنان می توانید برای موفقیت خود برنامه ریزی کنید.

    تعین اهداف بزرگ:افراد موفق به این دلیل موفق می شوند که می دانند به کجا می خواهند بروند.شما باید بدانید که می خواهید چه کسی باشید و چه کاری بکنید.بهترین کاری که شما را به مسیر صحیح هدایت می کند تعیین هدف است.مشخص کردن اهداف در تعیین زمان رسیدن به انها یا عقب افتادن از مسیر نیز موثر است.اگرباور داشته باشیم که به هر چیزی که اراده کنیم می رسیم برای خود اهداف بزرگی را انتخاب خواهیم کرد.گرچه هدفهای کوچک و کم ارزش دست یافتنی اند راضی کننده نیستند.به نظر متخصصان برنامه ریزی اهداف بلند مدت ومهم را باید به اهداف کوتاه مدت و ریز تقسیم کرد تا به راحتی بتوان به آنها دست یافت.

    حداکثر استفاده از زمان:وقت موهبتی است که به هر یک از ما ساکنان کره ی خاکی به رایگان داده شده و واحد آن برای همه یکسان است .موفقیت مادر زندگی به چگونگی استفاده از این گوهر گران به بستگی دارد.بررسی آمار ظول عمر مردم کشورهای مختلف جهان و همچنین تحقیقات کارشناسان مدیریت زمان موید این واقعیت است که موفقیت هر کس در تحقق اهداف ارمانها و آرزوهایش تا حدود قابل توجهی به استفاده موثر از وقت وابسته است.وقت عامل فوق العاده موثری در دستیابی به اهداف است.

    اشتیاق نقطه شروع همه فعالیتها:هر کس که می خواهد موفق شود باید آن قدر رسیدن به هدف برایش مهم باشد که در راه آن از هیچ کوشش و فعالیتی دریغ نورزد و تمام فعالیتهایش را معطوف به ان کند.این گونه است که می توان ذهن را درگیر اشتیاق سوزان برای پیروزی کرد و این شرط لازم موفقیت است.

    اگر کاری که می خواهید بکنید درست باشد و به آن باور داشته باشید درنگ نکنید قدم پیش بگذارید و رویای خود را جامعه عمل بپوشانید.هرگز به گفته های این و ان توجه نکنید تا مبادا موقتا شکست بخورید.زیرا شاید دیگران ندانند که درهرشکست بذرهایی از موفقیت و پیروزی نهفته است.توجه داشته باشید همه کسانی که موفق می شوند ممکن است در شروع با دشواری روبه رو شوند و مجبور باشند به تلاشهای زیادی دست بزنند.اینان باید با مشکلات دست وچنجه نرم کنند تا به موفقیت برسند.

    پشتکار: برای موفقیت در کار و دستیابی به خواسته های قلبی باید همه نیروهای خود را صرف اهدافمان کنیم وهمواره به دستاوردهای نهایی تلاشمان بیندیشیم.دراین زمینه ادیسون گفته است)90 درصد نبوغ ناشی از داشتن پشتکاردرکاراست.)داستانهای موفقیت افراد بزرگ نشان میدهد که داشتن پشتکار از مهمترین رموزموفقیت آنان به حساب می آید.

    اعتماد به نفس :باوری مثبت نیروی خلاقانه وسازنده ای است که موجب شکوفایی و پیشروی بی وقفه انسان در مسیر اهدافش می شود.افراد موفق از شکست ترسی ندارند وازهمان ابتدا میدانند که به مواد ومقصود خویش خواهند رسید.شما با فهرست کردن توانایی ها و مهارتهای خویش می توانید اعتماد به نفس لازم را کسب کنید وآن را پرورش دهید.

    نهایت استفاده از هوش و استعداد:اگرهوش واستعدادی سرشار داشته باشیم وان را درست به کار گیریم به یقین راه رسیدن به موفقیت وکامیابی برما هموار خواهد شد.اما اگردرکارها جدیت به خرج ندهیم بی استعدادترین افراد مصمم وبا اراده نیزازما پیشی خواهند گرفت.به راستی آیا تا به حال به توانایی های خود فکرکرده اید؟خداوند نیرویع عظیم به همه ماانسانها داده است که در صورت شناخت آن  نظم واستفاده موثر ازاین نیرو در راه رسیدن به اهدافمان حتما موفق خواهیم شد.

    استفاده از فرصتها:ما ایرانیان سنتها واعتقادات خوبی داریم اما متاسفانه در بعضی موارد نیز ذهنمان به باورهای غلطی آغشته است.یکی از این باورها غلط رایج نسبت دادن موفقیت افراد به شانس است.به عنوان مثال اگر کسی قطعه زمینی بخرد وآن زمین بعدها ازموقعیت خوبی برخوردار شود واوبه ثروتی برسد می گوییم شانس آورده است.در حالی که چنین موفقیتها حاصل استفاده از فرصتهاست.در حقیقت معنی واقعی شانس استفاده درست از فرصتهای پیش آمده است.باید همواره جویای چنین شانس وفرصتی باشیم وبا فراست وتیزبینی به فرصتهایی که دراختیارمان می گذارد پروبال دهیم.

    خواستن رمز موفقیت:خواستن توانستن است.البته باید معنی خواستن را نیز یاد بگیریم.نه هرخواستنی موجب توانستن می شود ونه حتی هرتوانستنی ما را به هدف می رساند.بسیاری از افراد معنای واقعی خواستن را نفهمیده اند.خواستن آن است که به تصمیم قطعی منجر شود وتصمیم قطعی آن است که به عمل منجرشود وتنها عمل صحیح است که ما را به نتیجه وهدف می رساند.دانستن خواستن وتوانستن تنها در سایه عمل معنی ومفهوم پیدا می کند.واقعیت آن است که دروجود هر یک از ما گنجی عظیم نهفته است که دستیابی به آن به کوششی نه چندان زیاد اما آگاهانه نیاز دارد.به خاطر داشته باشیم که طولانی ترین راهها تنها با برداشتن یک قدم آغا می شوند.پس باید قدم بگذاریم وهمین امروز اولین قدم را در راه رسیدن به هدفهای والای خود برداریم.

    راضی نبودن به وضع موجود:موفقیت افراد موفق دستیابی آنان به اهدافشان است.اگر به مسیر زندگی افراد موفق نظری بیندازیم متوجه می شویم که نارضایتی آنان از وضع موجود باعث حرکت وگام برداشتن به سوی موفقیت شده است.

     همان گونه که موفقیت افراد هر گروه کوچک باعث موفقیت آن گروه در مقایسه با دیگر گروها می شودد.دلایل موفقیت افراد و سازمانها در برنامه ریزی و هدفمندی آنان نهفته است.پس از تعیین اهداف

    بلند برای خود باید در راه رسیدن به آن اهداف تلاش کرد.مهم ترین عامل موثر در موفقیت

    خود فرد است.
    + نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 23:5  توسط   | 

    درسوگ

    تسلیت باداین ایام برشما؛یا صاحب الزمان(عج)

     

          

       

    ایام رحلت رسول اکرم(ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)وشهادت امام رضا(ع) رابه همه شیعیان و دوستداران این خاندان تسلیت عرض میکنم.

    سلام بر تو ای رسول اکرم . سلام بر تو که حتی نگذاشتند در دقایق وا پسین عمرت حتی با دست خویش وصیتی بنویسی.
    سلام بر تو رسولی که فرمودی:
    أخوف ما أخاف على أمّتي كلّ منافق عليم الّلسان.
    بيش از هر چيز از منافقان دانا بر امت خود بيم دارم.


    و امروز چه سخت گرفتار آنیم یا رسول الله)

    ----------------------------------------------------------------------------------------------
    سلام بر تو امامی که غربت را فقط در نام تو باید جست ای که در خانه خویش هم غریب بودی.
    سلامی بر تو امامی که قاتلان و هتاکان به حرمت مادر و پدر بزرگوارت را به کوچه ومنبر می دیدی و دم بر نمی آوردی.
    سلام بر تو امامی که حتی به خانه خود هم دشمن داشتی.
    به فدای غربتت یا حسن بن علی(ع). یا سیدی و یا مولای.
    --------------------------------------------------------------------


    و سلام بر تو ای قبله حاجات ما ای غریب الغربا

    یا ضامن آهو
    یا امام الرئوف
    یا علی ابن موسی الرضا(ع)
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 2:9  توسط   | 



    در لذت آمیخته با قباحت خوشحال مباشید و تفكر كنید كه لذت می‌رود و قباحت

    می‌ماند.                                     سقراط

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 20:54  توسط   | 

                              اربعین حسینی

    فرارسیدن اربعین حسینی برمحضرآقاصاحب الزمان(عج) وهمه شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم...


        

     

    بسوز ای دل که امروز اربعین است     عزای پور ختم المرسلین است         

     قیام کربلایش تاقیامت                    سراسردرس بهرمسلمین است                 

      دلا کوی حسین عرش زمین است           مطاف وکعبه دلها همین است      

      اگرخیل شهیدان حلقه باشند            حسین بن علی (ع)ِآنرانگین است               

      دل مادرپی آن کاروان است                 که ازکرب وبلا باغم روان است              

      چه زنجیری به دست وبازوان است          که گریان دیده روح الامین است             

     به یادکربلا دلهاغمین است                 دلاخون گریه کن چون اربعین است

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 14:24  توسط   | 







    مراسم  اربعین  ابا عبدالله ع

    روز شنبه  14 ژانویه 2012 از ساعت 20:00 لغایت 22:30

    مکان : مدرسه جمهوری اسلامی ایران - بروکسل

    Avenu. De Tervuren, No 415, 1150  Bruxell     

     

     

           مراسم عزاداری و  زیارت  عاشورا  و  سخنرانی حاجی آقا دکتر رمضانی یکشنبه  15 ژانویه

     

    ساعت   30/10    - 30/7 -(هفت ونیم تا ده ونیم صبح)


    در حسینیه ( هیت محبین اهل بیت) بروکسل

    Rue de la Procession 27, 1070 Brussels

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 12:1  توسط   | 

           


    از حال بد به حال خوب(2)

    اگر شما هم پوينده اين راه هستيد، لازمست كه از ذهنتان دريچه تازه‌اي به روي "حقايق" بگشاييد. عادات بد گذشته را كنار گذاشته و ديگر با افرادي كه خودشان را سخت به اين دنياي تاريك و كابوس مانند وابسته كرده‌اند، نشست و برخاست نكنيد. امواج منفي و بازدارنده از پيشرفت و تلاش در همه حال خطرناكند.
    براي اين كه راحتتر از پلكان بالا رويد، روش‌ها و ترفندهاي متعددي هستند كه بنا بر حال و موقعيتتان مي‌توانيد از آن‌ها استفاده نماييد. پياده‌روي و نرمش در فضاي باز خيلي مفيد و كمك‌كننده است. شنيدن موسيقي‌هاي مورد علاقه هم روش خوب ديگريست. اگر همواره خواسته‌ايد هنري ياد بگيريد يا در كلاس‌هاي ورزشي حاضر شويد ولي حوصله نكرده‌ايد، الان فرصت خوبيست. ساعاتي را با خودتان خلوت كنيد و اين معاني و نظام فكري جديد را كاملاً درك نموده به درستي‌اش ايمان بياوريد. ممكن است به خاطر همين حس‌هاي منفي و اعتماد به نفس پايين‌ يا ترس، كارهاي مورد علاقه‌تان را نيمه تمام راه كرده‌ايد. اين پروژه‌هاي ناتمام و فرصت‌هاي رشد و بالندگي را دريابيد. پيروزي در اين موقعيت‌ها، اعتماد به نفس شما را افزايش خواهد داد. كودكان بسيار جالب توجه‌اند. چشمان، خنده و چهره زيبايشان همگي معاني حقيقي زندگي را نشان مي‌دهند. نشاط، كنجكاوي و مثبت‌انديشي و محبت و دوستي، به وضوح در رفتارهاي آنها ديده مي‌شود. با افراد موفق، خوش‌بين و پويا رابطه برقرار نماييد. امواج و انرژي‌هاي مثبت در هر حالي مفيد و ارزشمندند و هرگز ايمان راستين به خداوند را از ياد نبريد. هر انساني هر قدر قوي، با اعتماد به نفس، مثبت‌انديش و با انگيزه، به هر حال با دشواري‌هاي پيچيده و گاه طاقت‌فرسا مواجه خواهد شد. او نيز ممكن است نااميد و دلسرد شود وتصميم بگيرد كه از ادامه راه منصرف شود. در اين حال ايمان به نيروي برتر و نامتناهي الهي است كه به او انگيزه‌اي قوي‌تر مي‌دهد تا هر قدر كه مي‌تواند پيش رود.
    كارهاي بسياري هستند كه به بالا بردن خلق و روحيه شما كمك مي‌كنند. به عبارتي براي ماندن در آن زيرزمين هيچ عذري پذيرفته نيست. البته در يك حالت تفاوت دارد و آن زمانيست كه شما "آگاهانه" و با علم به حقايق، دروغ‌ها و اوهام سياه و تلخ و كابوس آن‌ها را بپذيريد و رخوت و گوشه‌گيري و انزوا را ترجيح دهيد. اشخاصي اين چنين باور مي‌كنند كه زيرزمين تنها اتاق يك خانه است.
    شما مي‌توانيد انتخاب كنيد،‌يك زندگي مفيد، پرتلاش، سرزنده و اميدوارانه كه ايمان به خدا نقشي ويژه در آن دارد يا زنده بودني همراه با افسردگي و نااميدي كه ترس و خشم و اضطراب قرين آنست.
    بالا رفتن از اين پلكان براي همه آزاد است و هرگز كسي را از پيمودنش منع نكرده‌اند. به همين دليل زندگي در زير زمين هيچ توجيهي ندارد.
    لازم به ذكر است كه حتي شخصي كه بنابر معيارهاي روانپزشكي به بيماري افسردگي (Depression) مبتلاست هم مي‌تواند از اين پلكان بالا رود. او با مراجعه به پزشك، مصرف منظم داروها، تحمل عوارض آن‌ها و به پايان رساندن دوره درمان، قادر خواهد بود از بند بيماري‌رهايي يابد. روي ديگر سكه اينست كه همين شخص به مشكل روانش بي‌اعتنايي كند، به روانپزشك مراجعه نكند يا در صورت مراجعه داروها را مرتب نخورد يا بدون اجازه پزشك قطع كند. در اين صورت است كه او در زيرزمين اندوه و افسردگي مزمن زنداني خواهد شد و همه زندگيش رنگي از نااميدي و بدبيني خواهد گرفت. علاوه بر اين اطرافيانش هم عذاب مي‌كشند و ممكن است او را طرد كنند كه در اين نقطه عواقب وخيمي در انتظارش خواهند بود.
    "حال بد" آسان و خود به خود به "حال خوب" مبدل نخواهد شد.
    مجري اين تغييرات، كسي جز خود فرد نيست. بايد هر كاري كه مي‌دانيد شادتان خواهد كرد، انجام داده سعي در تداوم آن و يافتن روش‌هاي جديد "شادي آفرين" باشيد. هر روز حداقل چند تا ازآنها را انجام دهيد و دلهره به خود راه ندهيد. هيچ كس نمي‌تواند جلويتان را بگيرد.
    ممكن است شما هم از آن كساني باشيد كه به افسردگي (Depression) مبتلايند. احتمالاً در ابتداي درمان حال و روزتان مساعد نبوده، فكر مي‌كرديد كه هرگز خوب نخواهيد شد ولي همت كرده‌ايد و توصيه‌هاي پزشك را مورد توجه قرار داده داروها را منظم مصرف كرده‌ايد. چندي بعد و اندك اندك داروها اثرشان را نشان داده‌اند و شما هم باور كرده‌ايد كه روزي به همان حال و گذشته سالم و با نشاط برخواهيد گشت. در اين نقطه است كه "بايد خودتان به خودتان كمك كنيد". از سر گرفتن تدريجي فعاليت‌هاي گذشته، نرمش‌هاي سبك، معاشرت با دوستان و همكاري با اعضاي خانواده و صبر و حوصله در اين راه، اموري هستند كه به بالا رفتن از پلكان خروجي زيرزمين به كمكتان خواهند آمد.
    در آخر بايد گفت كه نيروي لازم براي تحمل بار سنگين سقف كوتاه زير زمين "حال بد"، كمتر از توان مورد نياز صعود از پلكان "حال خوب" نيست. انرژي و توان لازم براي هر دوي اين كارها يكسان است ولي نتايج بسيار متفاوت. در حالت اول اصلاً و به واقع "كار" انجام نمي‌شود. بار سنگين روي شانه‌هاي "ساكن" زيرزمين فشار آورده مرتب سنگين‌تر مي‌شود و او مدام ناتوان‌تر. بالا رفتن از پلكان خروج حالت ديگريست كه شخص را "پويا" و نيرومند كرده او را به يك طبقه بالاتر مي‌رساند.
    اگر همان زير زمين تاريك و بي‌روزنه را بپذيريد و نااميدي و دردهاي مزمن و ترس ودلهره‌هاي همراهش را حقايق زندگي بدانيد، به تدريج نابود خواهيد شد. در عوض صعود از پلكان تغيير نگرش‌ها، نظام فكري و عادات و رفتارها ضامن شادي ناب و اصلي است كه آرامش و شور و شوق زندگي را به شما، خانواده و دوستانتان هديه خواهد كرد. منتظر نباشيد تا تغيير كنيد. بلند شويد و شروع كنيد. تغيير از "حال بد" به "حال خوب" به خودي خود روي نمي‌دهد. زحمت دارد.

    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 3:40  توسط   | 

                                                                                         از حال بد به حال خوب:

    انسان‌ها در زندگيشان احساسات گوناگوني را تجربه مي‌كنند. شادي، اندوه، خشم، آرامش، تنفر، عشق، حسادت و هزاران حس ديگر. شادي و غم احساساتي هستند كه قصد داريم درباره‌شان صحبت كنيم :

    وقتي كه ما به دور و برمان نگاه مي‌كنيم، درمي‌يابيم كه بعضي افراد در اكثر اوقات لبخند به لب دارند و عده‌اي ديگر همواره عبوس، دلخور، غمگين و افسرده‌اند. گروه دوم كه اندك هم نيستند، خودشان را در زيرزميني كوچك كه سقفي كوتاه دارد حبس كرده‌اند و حس مي‌كنند كه هيچ راه فراري هم نيست. غم، اندوه، نااميدي، ترس و خشم سراسر فضاي فكرشان را پركرده‌ است. زيرزمين سرد و نمور است و انگار سقف كوتاه و ديوارهاي كلفتش اجازه نمي‌دهند كه آنها قد راست كنند و برخيزند. اين چهارديواري پنجره ندارد، هواي تازه و نور آفتاب را به آن راهي نيست، پرنده‌اي در آن آواز نمي‌خواند، صداي هيچ كودكي به گوش نمي‌رسد و احساسات خوشايند و لذت‌بخش در اين "زير زمين اندوه" جايي ندارد.
    در عوض حالاتي سرد و دلتنگ‌كننده، ترس، اضطراب، خشم، افسردگي، رخوت، شك و ترديد و اعتماد به نفس اندك، تمامي فضاي آن را پركرده‌اند.
    حالا پرسش اصلي اينست كه راه خروج از اين زيرزمين چيست؟ هيچ راه‌ حل جادويي و شگفت‌انگيزي وجود ندارد. فقط بايد بلند شد و به سوي پلكان رفت. يكي يكي پله‌ها را طي كرد تا به طبقه اول رسيد! وقتي كه اينچنين شخصي به طبقه اول مي‌رسد، پي مي‌برد كه چه چيزها و حالات شگفت‌آور و شفابخشي را تجربه مي‌كند! نور آفتاب، صداي پرندگان خوش‌آواز، سلامتي جسم و روان و شادي و نشاط بي‌مانندي كه تا آن روز خودش را از آن محروم كرده بود. حتي اگر باران و برف و طوفان را هم تجربه نمايد باز هم لذت و آسودگي خيال پس از اين سختي‌ها، آرامش‌بخش و ارزشمند است.
    زماني كه اين آدم غم‌زده و نااميد در آن سياه چال به سر مي‌برد، فكر مي‌كند كه دهها طبقه و صدها پلكان بالاي سرش هستند كه پيمودنشان بسيار دشوار است و به همين خاطر به سمت پلكان نمي‌رود. ولي اگر برخيزد و نگاهي به آن بيندازد يك رشته پلكان را خواهد ديد كه به يك طبقه بالاتر ختم مي‌شود!
    موضوع مورد بحث اينست كه چرا برخاستن و بيدار شدن از اين كابوس تا اين اندازه دشوار بوده براي خيلي‌ها ناممكن تلقي مي‌شود؟ اين نقطه فقط در چند قدمي هر كسي است پس علت اين توقف‌هاي رخوت‌آور چيست؟
    حقيقت اينست كه ذهن اين افراد مشغول و درگير سخنان "آنهاست"، "آنها" مي‌توانند والدين، دوستان، همسر، همكار يا معلمان باشند. اين اطرافيان عقيده دارند كه تمامي جهان او در اين زيرزمين خلاصه مي‌شود و واقعيتي جز اين حالات و فضا وجود ندارد. او هم اين سياه چال خطرناك را يك "واقعيت" مي‌پندارد نه فقط يك "كابوس" كه بالاخره پاياني دارد. محبت، عشق، اميد و شادي و دوستي مفاهيمي افسانه‌اي و دست‌نيافتني بيش نيستند كه ماهيتي روياگونه و خيالي دارند. ولي حقيقت عكس اينست.اين همان اوست كه در وهم و كابوسي واهي زندگي مي‌كند ودچار سوء تفاهمي عميق شده است. تاريكي و نااميدي فريب و كابوسند و آن چه واقعيت دارد اعتماد به نفس،‌پشتكار، اميد، مهرورزي و ايمان است.
    خب شايد خوانندگان اين سطور بپرسند كه چرا اطرافيان و ديگران به ما نمي‌گويند كه رهايي از اين قفس فقط با بالا رفتن از چند پله ميسر مي‌شود؟ آيا مي‌خواهند ما را آزار دهند؟ آيا شادي و نشاط و سرزندگي را فقط براي خودشان مي‌خواهند؟ آيا ما را دوست ندارند و نمي‌خواهند كه خوب و پويا زندگي كنيم؟ البته كه مي‌خواهند! شما نزديكترين وعزيزترين كسان به دوستان و پدر و مادر و خانواده‌تان هستيد. در واقع آنها اين راه حل و محل نجات را به شما نمي‌گويند چون خودشان هم نمي‌دانند! حقيقت ماجرا اينست كه خود آنها در تمامي زندگيشان اين دروغ‌ها و احساسات مخرب و غيرواقعي و كابوس‌وار را واقعيت زندگي دانسته‌اند و حقايق را كذب و خيال‌بافي. به همين جهت است كه نمي‌توانند چيزي جز دروغ‌هايي كه حقيقت پنداشته‌اند را برايتان نقل كنند.
    نكته تاسف‌بار در اين ميان،‌ انتقال نسل به نسل و سينه به سينه اين سوء تفاهمات و برداشت‌ها و ادارك‌هاي نادرست ازماهيت و اصل مفهوم "زندگي" است. تفكرات نااميدكننده و بازدارنده از حركت و پويايي و تغيير و ترويج قالب‌هاي پوچ و مخرب در زندگي، نيروهاي محدود كننده‌اند كه همچنان بسياري از اشخاص را زير همان سقف نگه مي‌دارند. آيا شما هم مي‌خواهيد از اين گروه باشيد؟
    دوست داريد خود و فرزندتان همواره با بيماري‌هاي مزمن جسمي و روحي دست به گريبان باشيد؟ مرور گذشته‌هاي تلخ و افسوس خوردن و اضطراب و نگراني راجع به آينده و نارضايتي از زندگي را چگونه حالاتي مي‌دانيد؟ حاضريد اين‌گونه سال‌هاي عمرتان را سپري نماييد؟
    يا مي‌خواهيد از جا بلند شويد، از چند پله بالا رويد، "واقعيات" زندگي را دريابيد و به اين كابوس سراسر دروغ و توهم خاتمه دهيد؟
    تغيير يافتن هرگز آسان نبوده و شايد بتوان گفت تغيير نظام فكري و ديدگاه يك شخص به زندگي كار دشوارتري هم باشد. هر قدر كه فرد مسنتر باشد و اين عقايد و باورها در ذهنش بيشتر تثبيت شده باشند، كار مشكلتر خواهد بود. سيستم فكري و شيوه برداشت‌ها و تلقيات و ديدگاه و زاويه نگاه انسان، عادات و رفتارهاي خاصي را به دنبال خواهند داشت كه منش و نحوه الگوي زندگي او را شكل مي‌دهند. اگر يك زنداني سياه چال افسردگي و نااميدي بخواهد تغيير كند، بايد در ابتدا نظام فكري و باورهاي پايه‌اش را كاملاً و مو به مو بازبيني و بررسي نمايد. دقت و توجه به هسته‌هاي سيستم فكري و كند و كاو در آنها اهميت ويژه‌اي دارد. حالا بايد تصميم بگيرد كه آيا مي‌خواهد همچنان اين دروغ‌ها را حقيقت انگارد و مطابق آنها زندگي كند يا اين كه قصد دارد راه و روش تازه‌اي در پيش گيرد؟ وافكار نااميدكننده و پوچ و ايستا را كنار بگذارد و سيستم فكري‌اش را دگرگون كرده سر و سامان دهد؟

    + نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 2:8  توسط   |